یادداشت های تنهایی

Tuesday 2 September 2008

Posted by ahmadreza in شبانه

شاه‌کار Wang Quan’an داستان عشق، حرص، شهوت، حسادت و البته یاس و ناامیدی است در بطن دشواری‌های روزمره‌ی زنده‌گی؛ در میان این روایت غامض زنی قوی قرار دارد که عاقبت پیچیده‌گی‌های زنده‌گی از پای‌اش در می‌آورد. Tuya’s Marriage، با تصویر داستانی چند‌لایه‌ در فضای سرد و خاکستری نواحی مرکزی مغولستان، برخلاف انتظار من مخاطب یک فیلم پرکشش و شایسته‌ی تمجید است.

Saturday 30 August 2008

Posted by ahmadreza in شبانه

قول می‌دهم هیچ‌وقت به تو اعتراف نکنم که مردم در جست‌و‌جوی چه لغاتی به وبلاگ من می‌رسند!

Wednesday 27 August 2008

Posted by ahmadreza in شبانه

برای آن معدودی که نمی‌دانند این جملات مرجان ساتراپی مانیفست زندگی من است این‌روزها.
«ما را از هر چیزی که باعث لذتمان می‌شود، منع کنند. هر چیزی که ربطی به خوشی دارد پس زده می‌شود. درباره‌ی خوردن، آن‌ها از کلسترول حرف می‌زنند. وقتی حرف از عشقبازی می‌شود، درباره‌ی ایدز صحبت می‌کنند. ما که درباره‌ی سیگار کشیدن حرف می‌زنیم، آن‌ها از سرطان می‌گویند. جامعه‌ای که لذت را پس می‌زند، بیمار است. چرا باید مثل آدم‌های مریض زندگی کنیم تا گوشت تازه‌ای نصیب زمین کنیم؟ آرزو می‌کنم گوشت من آنقدر فاسد باشد که هیچ کرمی در تمام دنیا نخواهد آن را بخورد. می‌خواهم پوسیده باشم تا واقعیت مرگ را بپذیرم. هر یک روزی که زندگی می‌کنیم به مرگ نزدیک‌تر می‌شویم. اگر هیچوقت زاده نشوی هیچوقت نخواهی مرد. به دنیا آوردن، مرگ بخشیدن است.»

Tuesday 12 August 2008

Posted by ahmadreza in شبانه

بدل شدن قربانی به دژخیم البته روایت ناگفته‌ای نیست، روند شکل‌گیری اسراییل را از این زاویه نگاه کردن اما بسیار غیرمعمول است. مناخیم، آن یهودی احساساتی جوان که آماده‌ی حذف کردن کسی است که در برابر او قرار می‌گیرد، نماد نگاه Amos Gitai است به وقایع سال چهل و هشت میلادی و شکل‌گیری اسراییل؛ مناخیم، زخم‌خورده و درهم‌شکسته، از توفان هولوکاست جان به در می‌برد اما اندکی بعد از رسیدن به جایی که وطن می‌خواندش به دست اعرابی به رگبار گلوله بسته می‌شود که آنها هم از وطن‌شان دفاع می‌کنند. آنچه Kedma‌ را گستاخانه‌تر جلوه می‌دهد مونولوگ‌ آن روستایی عرب است: مبارزان یهودی مناخیم مجروح را بر یابوی پیرمرد فلسطینی حمل می‌کنند و در همان حال پیرمرد فریادکنان آنها را به مقامت بشارت می‌دهد: «ما باقی خواهیم ماند علی‌رغم شما، همانند دیوار.» پایان‌بندی فیلم و طغیان یانوش، وقتی سرخورده و ناامید از درگیر شدن مجدد در جنگ و خون‌ریزی قوم یهود را محکوم به رنج کشیدن می‌خواند، نشان‌دهنده‌ی حد اعلای شهامت Amos Gitai است. بی‌تردید Kedma یک فیلم شجاعانه است اما گاه در سطح باقی می‌ماند و تبدیل به شعار می‌شود.

پی‌نوشت اول: یکی از صحنه‌هایی که خیلی خوب درآمده است صحنه‌ای است که مهاجران غیرقانونی یهودی کشتی Kedma را ترک می‌کنند و سوار قایق‌ها می‌شوند. به گمان‌ام استفاده از نمای بسته این‌قدر راحت حس اضطراب و تنش را منتقل کرده است.

پی‌نوشت دوم: بعد از دیدن رازها در جشنواره‌ی فیلم تورنتوی سال قبل همیشه دنبال فرصتی بودم تا به دنیای سینمای اسراییل و چهره‌ی شاخص‌اش Amos Gitai وارد شوم. پیدا کردن این فرصت یک سال طول کشید!

Sunday 3 August 2008

Posted by ahmadreza in شبانه

ایمیل‌های اشتباه دریافت کردن اتفاق چندان عجیبی نیست، آخرین ایمیل اشتباهی که گرفته‌ام اما، به دلیل موضوع خنده‌دار و البته لحن نامتعارف‌اش، کاملا منحصر‌به‌فرد و با‌نمک است.

«سلام جناب آقای طاهری
تهرانی هستم پدر عباس امید وارم که حال شما و خانواده محترمتان خوب باشد.جناب آقای طاهری ممکن است از شما خواهش کنم لطفأ نتیجه امتحانات عباس راکه امتحان داده بودند در چند ماه پیش از دانشگاه بپرسید و به به بنده اطلاع دهید لطفأ به کسی هم در مورد اینکه نتیجه اش چی شده است نفرمائید.

باتشکر تهرانی»

Friday 18 July 2008

Posted by ahmadreza in شبانه

گوینده‌ی آن دیالوگ‌ها دیگر در میان ما نیست.

دوست‌داشتنی‌ترین صحنه‌ی هامون به یاد خسرو شکیبایی که همیشه همان حمید هامون باقی ماند.

Sunday 13 July 2008

Posted by ahmadreza in شبانه

این عکس شاعرانه از مرد افغانی که بادکنک‌های رنگارنگ را حمل می‌کند اثر Emilio Morenatti عکاس AP است.

داستان ربودن‌اش در نوار غزه
بعض عکس‌های او در سایت AP

Sunday 29 June 2008

Posted by ahmadreza in شبانه

در فوتبال بیشتر در اختیار داشتن توپ مهم نیست، مهم برتری تاکتیکی است. بازی فینال اثبات این حقیقت ساده بود. آمار می‌گوید آلمان‌ها بیشتر صاحب توپ بودند، اما فوتبال بی‌نظم‌شان به اسپانیایی‌های جوان که می‌دانستند چه می‌کنند اجازه داد بیشتر موقعیت گل ایجاد کنند و در نهایت بازی را ببرند. دلیل باخت آلمان لمن و لام نیستد که با تعارف کودکانه‌شان به تورس اجازه‌ی گل‌زنی دادند؛ فوتبال بی‌رمق و نامنظم آلمان چاره‌ی به جز باخت در برابر فوتبال با حساب‌و‌کتاب و باطراوت اسپانیا نداشت. مخلص کلام: اسپانیا شایسته‌ی قهرمانی بود.

عکس از عکاس رویتر Christian Charisius است.

Monday 2 June 2008

Posted by ahmadreza in شبانه

اگر Head-On را دیده باشید برای دیدن The Edge of Heaven لحظه‌ای تردید نمی‌کنید. تم اصلی فیلم جدید فاتح آکین درباره‌ی همان دغدغه‌ی این‌روزهای کارگردان است: مهاجرت و بحران هویت ترک‌های سرگشته‌ای که زندگی‌شان جایی میان ترکیه و آلمان آویزان است. The Edge of Heaven پر از خرده‌داستان‌هایی است که هرکدام می‌توانند قصه‌ی یک فیلم باشند؛ این داستانک‌ها، که اصلا فانتزی نیستند و به‌شدت واقعی می‌نمایند، با یک مونتاژ غیرخطی به هم چسبانده شده‌اند و از این حیث یک‌جورهایی فیلم‌های Alejandro González Iñárritu را یادآوری می‌کنند.

پی‌نوشت: یکی از صحنه‌های درخشان فیلم مکالمه‌ی سوزان و آیتن در آشپزخانه است وقتی شارلوت که به شدت عاشق آیتن شده هنوز در خواب است؛ تقابل چپ‌گرایی شعارگونه‌ی آیتن و آن به‌اصطلاح خردگرایی سوزان که ختم می‌شود به اخطار قاطع سوزان: «من نمی‌خوام تو خونه‌ی من این‌جوری حرف بزنی. می‌تونی تو خونه‌ی خودت این‌جوری حرف بزنی. خب؟» گفتن ندارد که این اخطار سوزان در حقیقت بازتاب دل‌خوری کسانی است که از آن‌چه عدم خو گرفتن مهاجرین به فرهنگ جامعه‌ی میزبان می‌خوانند ناراحت‌اند.

Saturday 31 May 2008

Posted by ahmadreza in شبانه

کاش Amy Winehouse قدر استعداد بی‌نظیری که گاه دل آدم را می‌لرزاند بداند؛ کاش این یاغی نازنین بداند که زمان طغیان سر‌ آمده است و ماندن را تبعیت باید. چه می‌دانم شاید این ستاره‌ی پرفروغ و نورس خودش را با همین خودویران‌گری‌ها تعریف می‌کند، حتا اگر چند صباح دیگر، در میان افسوس فریب‌کارانه‌ی روزنامه‌های زرد، خاموش شود.

Next Page »