طالبان انسانهای قابل احترامی هستند چه مسئولیت اعمالشان را به عهده میگیرند. پیروان ولایت حتی شرافت و صداقت طالبان را هم ندارند. به همین دلیل است که برای ماستمالی کردن آنچه کردهاند به هزار و یک دروغ احمقانه متوسل میشوند.
مخملباف که آن اطلاعات مثلا سری را منتشر کرد خیلیها به درستی گفتند که در میان این همه آتش و خون چه جای این حرفها است. خیلیها به درستی گفتند اینجور اطلاعات تاییدنشده آخرین چیزی است که مردم ایران لازم دارند چه بیش و پیش از آنکه از زراندروزی آقای خامنهای خسته شده باشند با زورگوییاش مساله دارند. در این میان یکی از دوستان با یادآوری سفر پرهزینهی باراک اباما به هاوایی نتیجه گرفت که اساسا کسی با مزایای نجومی برای آقای خامنهای و دیگر زمامداران مشکلی ندارد. استدلالی که به گمانام کمی غیرمنطقی است.
اباما تا وقتی دولت آمریکا را هدایت میکند از مواهب آنچنانی برخوردار است و بعد از اتمام دوران خدمتاش، بر اساس قانون شفاف مربوط به روسای جمهور سابق، از حقوق و مزایای مادمالعمر برخوردار میشود. آقای خامنهای اما به صورت مادامالعمر رییس مملکت است و به صورت مادامالعمر از مزایایی برخوردار است که نه شفافاند و نه نظارتی بر آنها اعمال میشود.
اطلاعات بدون سند و مدرک مخملباف در حقیقت مکتوب کردن شایعههایی است که مردم در کوچه و خیابان پچپچ میکنند و بالطبع ارزش خبری زیادی ندارد. فکر میکنم برای جدی نگرفتن حرفهای مخملباف همین استدلال کافی است و نیازی به مقایسهی نهچندان درست او با اباما نیست.
پینوشت: میدانم خیلیها از نقش مخملباف در همهی روزهای بعد از کودتا، اگر نه ناراحت، لااقل مثل من متعجباند. چیزی که تعجب من را دوبرابر میکند عدم واکنش موسوی و همراهان او است. انگار آنقدر بلا بر سر آنها ریخته است که فرصتی ندارند برای اظهار نظر در مورد سخنگوی اختمالا خودخواندهی جنبش سبز در اروپا: محسن مخملباف.