ahmadreza | هجرانی | دوشنبه ۵ اسفند ۱۳۸۷

سوم اسفند امسال را علامتی زده‌ام تا سال‌ها بعد، وقتی برمی‌گردم به نگاه کردن گذشته، یادم بیاید که زادروز سی و سوم چه عطر و بویی داشته است.

کنسرت Thievery Corporation، بی‌تردید، گل سرسبد همه هدیه‌های ریز و درشت او است.

Thievery Corporation – Beautiful Drug

ahmadreza | روزنامه‌ی انقلابی | سه شنبه ۲۹ بهمن ۱۳۸۷

به مادرم می‌گویم که فلان وب‌سایت نام تمام قربانیان جمهوری اسلامی را جمع‌آوری کرده است. اسم بچه‌ها را پیدا کرده‌ام. پروفایل‌شان اما خالی است. فلان و بهمان اطلاعات را بدهید پروفایل‌شان را تکمیل کنم. صغرا و کبرا ردیف می‌کند که منصرف شوم، آخر هم می‌گوید که گذشته را باید گذاشت و گذشت.

همین است که صدسال دور خودمان می‌چرخیم. گذشته را می‌گذاریم و می‌گذریم، می‌گذریم تا تکرارش کنیم و دوباره و دوباره بسوزیم.

ahmadreza | از خود با خویش | دوشنبه ۲۸ بهمن ۱۳۸۷

پژواک
خواهش تن تو
سکوت شبانه‌ی
خیابان را
می‌شکند

اين وبلاگ مفتخر است به استفاده از وردپرس | اين قالب توسط روي طراحي و توسط مهدي به فارسي برگردانده شده است