سوم اسفند امسال را علامتی زدهام تا سالها بعد، وقتی برمیگردم به نگاه کردن گذشته، یادم بیاید که زادروز سی و سوم چه عطر و بویی داشته است.
کنسرت Thievery Corporation، بیتردید، گل سرسبد همه هدیههای ریز و درشت او است.
سوم اسفند امسال را علامتی زدهام تا سالها بعد، وقتی برمیگردم به نگاه کردن گذشته، یادم بیاید که زادروز سی و سوم چه عطر و بویی داشته است.
کنسرت Thievery Corporation، بیتردید، گل سرسبد همه هدیههای ریز و درشت او است.
به مادرم میگویم که فلان وبسایت نام تمام قربانیان جمهوری اسلامی را جمعآوری کرده است. اسم بچهها را پیدا کردهام. پروفایلشان اما خالی است. فلان و بهمان اطلاعات را بدهید پروفایلشان را تکمیل کنم. صغرا و کبرا ردیف میکند که منصرف شوم، آخر هم میگوید که گذشته را باید گذاشت و گذشت.
همین است که صدسال دور خودمان میچرخیم. گذشته را میگذاریم و میگذریم، میگذریم تا تکرارش کنیم و دوباره و دوباره بسوزیم.