ahmadreza | روزنامه‌ی انقلابی, هجرانی | شنبه ۹ آذر ۱۳۸۷

یک) شاید داستان‌های این‌روزها حتا کسانی را که معتقدند اخبار سیاسی کانادا، به دلیل خالی بودن از هیجان، ارزش وقت صرف کردن ندارد وادار به تجدید نظر کند.

دو) بدون هرگونه اظهار نظر دردساز، عرض شود که این گزارش را از دست ندهید!

ahmadreza | شبانه | دوشنبه ۴ آذر ۱۳۸۷

کاش احمد آقالو را با این ترکیب نخ‌نمای «بازیگر پیش‌کسوت عرصه‌های تئاتر، سینما و تلویزیون» بدرقه نمی‌کردند. او چیزی بیش از یک بازیگر پیش‌کسوت بود.

ahmadreza | از خود با خویش | سه شنبه ۲۸ آبان ۱۳۸۷

دیوانه‌ام
یا
پژواک
نجوای تو
جا مانده است
در اتاق؟

ahmadreza | روزنامه‌ی انقلابی, هجرانی | شنبه ۱۸ آبان ۱۳۸۷

«‌در هفته‌های اخیر من بارها با اوباما صحبت کرده‌ام و هر بار هم او گفت و گو را با این جمله تمام کرده که «من از حمایت شما خوشحال خواهم شد، و چه خوب که این حمایت را علنی کنید». و من هر بار خندیده‌ام و به او گفته‌ام که در‌باره‌اش فکر می‌کنم. ولی حالا به اندازه‌ی کافی فکر کرده‌ام و دیگر می‌خواهم رسماً از او حمایت کنم».
موریسون با گفتن این کلمات نگاهی به من و ریچار فورد، نویسنده بزرگ آمریکا که او هم بر سر میز ناهار حاضر بود، انداخت و پرسید:‌«می‌خواهید بدانید چرا از اوباما حمایت می‌کنم؟ صاف و ساده، به خاطر این که او یک شاعر است».

امیدوارم مردم آمریکا و ساختار سیاسی‌اش با رییس‌جمهور شاعر آمریکا آن نکنند که ما و ساختار سیاسی ایران با رییس‌جمهور فیلسوف ایران کردیم.

ahmadreza | روزنامه‌ی انقلابی, هجرانی | جمعه ۱۷ آبان ۱۳۸۷

به کوچک‌ترین اتفاقی دل‌تنگ شدن نه البته راه و رسم آدمی‌زاده است. آخر شور مردمان شیکاگو را چه کار است با آن روز پرشور در دانشگاه تهران و سخنرانی رییس‌جمهور بیست‌میلیونی؟

ahmadreza | روزنامه‌ی انقلابی, هجرانی | دوشنبه ۱۳ آبان ۱۳۸۷

و فردا بساط محافظه‌کاران مذهبی جمع می‌شود

عکس

ahmadreza | از خود با خویش | شنبه ۱۱ آبان ۱۳۸۷

پنجره‌ را
باز می‌کنم

باد تنهایی
شاید
چاره ای باشد
برای
عطر
تن
تو

اين وبلاگ مفتخر است به استفاده از وردپرس | اين قالب توسط روي طراحي و توسط مهدي به فارسي برگردانده شده است