واقعبین باشیم. انتخاب یک دولت اقلیت محافظهکار تقریبا قطعی است. این اتفاق نهچندان خوشآیند را هیچچیز حتا تردستی امروز لیبرالها عوض نمیکند. شاید اگر کارگردان نمایش محشر امروز،Bob Rae، رقابت رهبری حزب را به Stephen Dion نمیباخت داستان صدرنشینی محافظهکاران را انتخابات اکتبر پایان تلخی بود.
به مناسبت دوشنبهی سیاه والاستریت
اول) میزگردی بود در سیبیسی؛ همین آخر هفتهی گذشته. موضوع بحث؟ حقوق نجومی مدیران شرکتهای مالی آمریکا که اینروزها به آن گرفتارند که میدانیم. آقای تجارتپیشهی حاضر در میزگرد دور گرفته بود که دخالت دادن دولت در بازار و کنترل کردن حقوق مدیران شرکتهای مالی احمقانه است. دیگران سعی داشتند بگویند نیت دخالت دادن دولت در سر کسی نیست بل داستان دخالت دادن سهامداران است.
دوم) امروز، بعد از رد لایحهی کمک کلان دولت به والاستریت و متعاقبا سقوط آزاد بازار سهام، اهالی بازار گلایه میکردند که سیاستمداران نمیدانند چه میکنند و فلان و چنان.
اگر مبنا دخالت نکردن دولت است پس این آه و نالهها چیست؟ چرا دولت باید گندی که بالا آمده است را جمعوجور کند، آنهم از جیب مالیاتدهندهگانی که خانه و کاشانه را بر باد رفته میبینند. حضرات والاستریت باید اجازه بدهند بازار آزاد کار خودش را بکند چه این گندی که شرکتهای مالی آمریکا بالا آوردهاند را مکانیسمهای درونی بازار آزاد درست خواهد کرد!
پیشبینی: لایحهی جدید روز پنجشنبه رای میآورد و وضعیت کمی آرام میشود.
