گمان میکنم، یا درستتر بگویم امیدوارم، نتیجهی انتخاب شدن باراک اباما به ریاستجمهوری آمریکا گشایش فضای انتخاباتی ایران و اجازهی حضور پررنگتر میانهروها در صحنهی انتخابات باشد. اساسا نمیدانم ربط دادن اجازهی فعالیت گستردهتر میانهروها به روی کار آمدن دوبارهی دموکراتها در آمریکا تا چه اندازه صحیح است. اما اگر این فرضیه درست باشد و البته در طول یک سال آینده محقق شود آنوقت توپ در زمین مردم ایران است که کسی را به مسند صدارت برکشند که از این فرصت طلایی، ریاستجمهوری ابامایی که اهل جنگ و براندازی به نظر نمیرسد، استفاده کند. اگر ابر و باد و مه و خورشید و فلک یاری کنند و فرصت دوبارهی یک انتخابات عادلانه در مقیاس جمهوریاسلامی برای مردم ایران فراهم شود، آیا مردم ایران، و علیالخصوص تحریمکنندهگان انتخابات پیشین، آنقدر از همهی آنچه در سه سال گذشته بر ایران رفته است درس گرفتهاند که فرصتسوزی نکنند؟
در همین رابطه: آيا تراژدي كارتر و بازرگان تكرار مي شود؟ از محمد قوچانی
on Monday 28 July 2008 at 6:50 am
رفیق جان البته بسته به این داره که میانه رو به چه کسی بگویی! مدعی زیاده از سردار اسلام قالیباف تا شیخ سرخ پوش و شیخ کروبی و برادر لاریجانی!
گمان نکنم که تحریمیان علاقه ای به امتحان دوباره راه پیش رفته با سید خندان یا هاشمی یا کروبی داشته باشند. اما اگه نتیجه این 3 سال بر سر عقل آمدن برخی اصلاح طلبان و اجماع روی کاندیدایی جدی مانند عبدالله نوری و ایستادن پای آن و ادامه سیاست نه از نوع امثال قوچانی باشد می توانی نشانه های تمایل تحریمی یان رو از استقبال شان از کاندیداتوری عبدالله نوری ببینی
مخلصات