ahmadreza | هجرانی | سه شنبه ۸ مرداد ۱۳۸۷

در غربت مهاجرت است که شیرفهم می‌شوی: کوچک بودن دنیا افسانه نیست.

ahmadreza | روزنامه‌ی انقلابی | شنبه ۵ مرداد ۱۳۸۷

گمان می‌کنم، یا درست‌تر بگویم امیدوارم، نتیجه‌ی انتخاب شدن باراک اباما به ریاست‌جمهوری آمریکا گشایش فضای انتخاباتی ایران و اجازه‌ی حضور پررنگ‌تر میانه‌روها در صحنه‌ی انتخابات باشد. اساسا نمی‌دانم ربط دادن اجازه‌ی فعالیت گسترده‌تر میانه‌روها به روی کار آمدن دوباره‌ی دموکرات‌ها در آمریکا تا چه اندازه صحیح است. اما اگر این فرضیه درست باشد و البته در طول یک سال آینده محقق شود آن‌وقت توپ در زمین مردم ایران است که کسی را به مسند صدارت برکشند که از این فرصت طلایی، ریاست‌جمهوری ابامایی که اهل جنگ و براندازی به نظر نمی‌رسد، استفاده کند. اگر ابر و باد و مه و خورشید و فلک یاری کنند و فرصت دوباره‌ی یک انتخابات عادلانه در مقیاس جمهوری‌اسلامی برای مردم ایران فراهم شود، آیا مردم ایران، و علی‌الخصوص تحریم‌کننده‌گان انتخابات پیشین، آن‌قدر از همه‌ی آن‌چه در سه سال گذشته بر ایران رفته است درس گرفته‌اند که فرصت‌سوزی نکنند؟

در همین رابطه: آیا تراژدی کارتر و بازرگان تکرار می شود؟ از محمد قوچانی

ahmadreza | هجرانی | جمعه ۴ مرداد ۱۳۸۷

ره‌آورد جشنواره‌ی تیرگان

بدون عنوان اثر مهرداد شوقی

ahmadreza | از خود با خویش | یکشنبه ۳۰ تیر ۱۳۸۷

یک
دو
سه قطره نور
تاریکی فنجان زندگی را بس

ahmadreza | شبانه | جمعه ۲۸ تیر ۱۳۸۷

گوینده‌ی آن دیالوگ‌ها دیگر در میان ما نیست.

دوست‌داشتنی‌ترین صحنه‌ی هامون به یاد خسرو شکیبایی که همیشه همان حمید هامون باقی ماند.

ahmadreza | شبانه | یکشنبه ۲۳ تیر ۱۳۸۷

این عکس شاعرانه از مرد افغانی که بادکنک‌های رنگارنگ را حمل می‌کند اثر Emilio Morenatti عکاس AP است.

داستان ربودن‌اش در نوار غزه
بعض عکس‌های او در سایت AP

ahmadreza | از خود با خویش | یکشنبه ۲۳ تیر ۱۳۸۷

برای دختر موقرمز silver dollar room

کسی گفت
هرروز
وقت غروب آفتاب
پای آن اقاقی بی‌رمق
نبش چهارراه پایین
آغوش سردت را
به حراج می‌نشینی

ahmadreza | هجرانی | پنجشنبه ۲۰ تیر ۱۳۸۷

صبح همه را با ایمیل فراخوانده بودند به یک جلسه‌ی اضطراری. همه که رسیدند کیث شروع کرد به حرف زدن و مت نشست تا شریک‌اش جلسه را شروع کند. کیث، با آن لهجه‌ی فاخر انگلیسی‌اش، کمی راجع به سخت شدن تامین مالی پروژه‌ها حرف زد و احتمال تورم و اینها و بعد اعلام کرد که او، مت و جیم شرکت را، دیشب ساعت یازده‌و‌نیم، به یک کمپانی بزرگ انگلیسی فروخته‌اند. بعضی‌ها که شایعه را شنیده بودند سر تکان دادند که یعنی ما می‌دانستیم و بعضی‌ها که از همه‌جا بی‌خبر بودند شوکه شدند. کیث گفت که می‌خواهد برود آفریقا را سیاحت کند، کلیمانجارو را فتح کند و بعد به عنوان عضو هیات مدیره یا چیزی در همین حدود کارش را ادامه بدهد. بعد نوبت مت شد که گویا وظیفه‌اش در این جلسه شوک‌درمانی بود؛ گفت که هیچ‌چیز، حتا اسم شرکت، تغییر نخواهد کرد و او به عنوان معاون اجرایی مدیرعامل شرکت جدید به کار ادامه خواهد داد. جلسه‌ای که برای اعلام خبر بزرگ روز تشکیل شده بود با چند سوال بی‌خاصیت تمام شد.
این تغییر و تحولات به امنیت شغلی من تلنگری نمی‌زند: اساسا خریدار سرشناس انگلیسی کمپانی را خریده است تا زنجیره‌ی سرویس‌های خودش را تکمیل کند و به همین دلیل جایی برای کوچک کردن سازمان جدید، لااقل در حوزه‌ی کاری من، وجود ندارد. به همین دلیل بعد از شوک اولیه، داستان را با علاقه‌مندی دنبال کردم چه یک‌باره حس کردم میان همه‌ی آن‌چیزهایی هستم که روزی در دانشکده‌ی مدیریت دانشگاه اتاوا می‌خواندم.

پی‌نوشت: کیث سخنرانی‌اش را با تشکر از وفاداری همه‌ی کارکنانی که صادقانه برای او کار کرده‌اند تمام کرد و بعد همه‌ی حضار بلند شدند و شروع کردند به دست زدن. این همه آدم، در همه‌ی این سال‌ها، برای یک نفر دویده‌اند و حالا که او حاصل جان کندن این همه آدم را به یک رقم نجومی تاخت زده است این‌طور احساساتی تشویق‌اش می‌کنند. البته جای تعجب ندارد: این جوهره‌ی دنیایی است که سرمایه در آن حرف اول و آخر را می‌زند.

ahmadreza | هجرانی | سه شنبه ۱۸ تیر ۱۳۸۷

قبول شدن در امتحان، علی‌رغم همه‌ی مشغله‌های فکری احمقانه و تنبلی‌ها و خوش‌گذرانی‌های پایان‌ناپذیر، یک معجزه است؛ از هیجان این اتفاق غیر منتظره روی پا بند نیستم!

ahmadreza | هجرانی | دوشنبه ۱۷ تیر ۱۳۸۷

خب هفته‌ای است Toronto Jazz Festival تمام شده است و بازخوانی‌ اتفاقات‌اش شاید کمی خنک باشد. اما چه جای این‌جور مصلحت‌اندیشی‌ها است وقتی هدف در میان گذاشتن چهار تا اتفاق موسیقایی قشنگ است با آدم‌هایی که احتمالا هر پدیده‌ی جدید را با آغوش باز به استقبال می‌روند.
(ادامه مطلب …)

صفحه قبلي »

اين وبلاگ مفتخر است به استفاده از وردپرس | اين قالب توسط روي طراحي و توسط مهدي به فارسي برگردانده شده است