کاش Amy Winehouse قدر استعداد بینظیری که گاه دل آدم را میلرزاند بداند؛ کاش این یاغی نازنین بداند که زمان طغیان سر آمده است و ماندن را تبعیت باید. چه میدانم شاید این ستارهی پرفروغ و نورس خودش را با همین خودویرانگریها تعریف میکند، حتا اگر چند صباح دیگر، در میان افسوس فریبکارانهی روزنامههای زرد، خاموش شود.

خودزنی در ژاپن غمگنانه شعری است دربارهی ناامیدی و سرگشتهگی دخترانی که دردشان را خراشیدن دستها هم درمانی نیست.
نه گذشتهی دوست دختر آقای وزیر خارجه، Julie Couillard، باعث استعفای او شد و نه گافهای طاق و جفت آقای وزیر در سخنرانیها؛ جا گذاشتن مدارک سری اجلاس ناتو در خانهی دوست دخترش اما او را مجبور به استعفا کرد. برای ارزیابی میزان فشاری که اینروزها دولت اقلیت محافظهکار کانادا تحمل میکند باید به جلسهی امروز مجلس نگاه کرد: بیست و سه سوال دربارهی بیلیاقتی Maxime Bernier و واکنش دیرهنگام دولت به همهی هشدارهای احزاب مخالف.
از جهان بر دل ما نقشی است
که هیچ طوفانی أنرا نخواهد سترد
از ابدیت بر دل ما رازیست
که هیچ زبانی آنرا نخواهد گفت
از عشق بر دل ما غمی است
که هیچ معشوقی را بر آن راهی نیست
از هستی در تن ما گنجی است
که پس از مرگ
خاک تیره از آن توانگر میشود

بعضی را انگار تقدیر درخشیدن است. بعض آدمها را گویی سر بازایستادن نیست، میسازند و پیش میروند و سر به آسمان میسایند. Alvin Ailey، بیتردید، نمونهای است از همین قماش آدمها؛ نیازی نیست Alvin Ailey را شخصا ببینید تا پی به یگانهگی مردی ببرید که روزگاری تکتک حرکات رقصندهگان گروهاش طنین صدای جامعهی آفریقایی-آمریکایی بوده است. دیدن میراث بیهمتای او، که امروز در دستان Judith Jamison است، کافی به نظر میرسد. آنچه امروز از او باقی مانده است همانقدر بازتاب صدای آفریقایی-آمریکاییها است که تصویرگر زندگی من و شما.
پینوشت: این بخش از قطعهی Love Stories اثر Rennie Harris را به نمیدانم کدام دلیل دوست داشتم!
بخشی از قطعهی The Groove to Nobody’s Business اثر Camille Brown با موسیقی ری چارلز. صدحیف که نیمهکاره است.
Sinner Man یکی از اپیزودهای شاهکار خودش، Revelations، است: روایت Alvin Ailey از جامعهی آفریقایی-آمریکایی.
«او از آندسته هنرمندانی است که چند سال بعد میتوانید بگویید من وقتی دیدماش که ….» این را آقایی که از سیبیسی آمده بود گفت و انصافا هم راست گفت، گیرم که اجرای Cucurrucucu Paloma او با اجرای پرشور Caetano Veloso اصلا قابل قیاس نبود. Amanda Martinez، خوانندهی آشنای Jazz تورنتو، اما وقتی آهنگهای خودش را میخواند یک خوانندهی قابل اعتنا است: شاهد این مدعا هم ترانهی Volar.
من سالها است تعصب دوران نوجوانی به رنگ قرمز را کنار گذاشتهام و حرصوجوشی هم اگر خوردهام در این سالهای اخیر بیشتر به دلیل سایهی سنگین لمپنهای بیسوادی بوده است که گاه فوتبال پر از استعداد ایران را به قهقرا بردهاند. اما قهرمانی دیروز پرسپولیس، دوباره و پس از سالها، احساساتیام کرد؛ کمی به خاطر تعلقام به رنگ قرمز و در اصل به دلیل موفقیت مربی که همهی کارشکنیهای دایناسورهای حاکم بر فوتبال ایران را تاب آورد و پرطرفدارترین تیم ایران را بعد از شش سال به قهرمانی رساند.
پینوشت: همه تمرکز کردهاند روی گل سپهر حیدری که صدالبته بیجهت هم نیست. گل نادر محسن خلیلی اما در میان هیاهوهای گل قهرمانی فراموش شده است که به گمان من خیلی انصاف نیست.
وسعت جنون ما
از وسعت دریاها
بیشتر است
و ما چون ماهیان
گنگ
درین دریای وسیع
غوطهوریم
یک) یک کشاورز اسراییلی محصول گندمی را که از مزارع حوالی غزه برداشت شده است وارسی میکند.

دو) پشت ماشیناش یک نوار چسبانده است: نیمی از نوار منقش به پرچم اسراییل است و عبارت «اسراییل را حمایت کنید» و نیم دیگر همان شعار تکراری «با تروریسم مبارزه کنید!»

