یادداشت های تنهایی

Wednesday 30 April 2008

Posted by ahmadreza in هجرانی

otros-aires-album.jpg

راه پیدا کردن موزیک هر گروه به بودابار تضمین مناسبی است برای خوب بودن آن؛ این نتیجه‌گیری صدالبته برای تانگوی مدرنی که Otros Aires ارايه می‌کند مصداق دارد.

مصاحبه‌ی تورنتو‌استار با Otros Aires که همین شنبه و یک‌شنبه مهمان اهل موسیقی تورنتو بودند.

Wednesday 23 April 2008

Posted by ahmadreza in هجرانی

kathleen-edwards۰۲.jpg

امروز عصر به Matt Galloway می‌گفت که نمی‌تواند شناخته‌شده بودن را تاب بیاورد؛ گفت اصلن به همین دلیل سه سال از آلبوم جدید خبری نبوده است چه می‌خواسته مدتی مثل مردم عادی زندگی کند. برای همین وقتی امشب، با آن ساز دهنی آویخته به گردن و گیتارش، آمد روی صحنه و بی هیچ شلوغ‌کاری یک‌راست رفت سر اجرای ترانه‌ی اول اصلا تعجب نکردم. Kathleen Edwards، با این کاراکتر دوست‌داشتنی، بی‌تردید یکی از بهترین استعداد‌های این حوالی است.

مصاحبه‌ی تورنتو‌استار با Kathleen Edwards

Sunday 20 April 2008

Posted by ahmadreza in هجرانی

sarah-slean.jpg

این چهره‌ی معصوم متعلق است به آخرین کشف موسیقایی من در سال گذشته‌ی میلادی: Sarah Slean. یک دنیا استعداد دارد این شاعر، نقاش، ترانه‌سرا و خواننده‌ی اهل Pickering، شهر کوچکی در انتاریو. پدیده‌ی دوست‌داشتنی و جدید دنیای موسیقی من یک آلبوم جدید دارد که شنیدنی است.

Thursday 17 April 2008

Posted by ahmadreza in شبانه

یک هفته است منتظرم دایان فرم‌ها را بفرستد تا من میراث‌خوار خودم را معرفی کنم. دایان بیش از اندازه تنبل یا مشغول است و من نمی‌دانم اگر همین آخر هفته بمیرم کدام پدرآمرزیده‌ای بیمه عمر کلان من را به ارث خواهد برد!

Monday 14 April 2008

Posted by ahmadreza in شبانه

Ruhig Bewegt - Fritz Winter

Sunday 13 April 2008

Posted by ahmadreza in شبانه

حکایت یک قمار محافظه‌کارانه
کهنه شده بود انگار، خش افتاده بود روی‌اش. می‌خواند و خوب هم می‌خواند، همین‌که حس می‌کردی مست شده‌ای اما شروع می‌کرد به خرخر کردن. گاهی حتی، جایی میانه‌های آن جریان ملایم نغمه‌ها و کلمات، متوقف می‌شد و تمام. امروز آن‌قدر دل‌ام تنگ شد که دوباره به دست‌اش آوردم تا دیگر عیش‌ام هیچ‌وقت نیمه‌کاره نماند. راست‌اش بزرگ‌ترین یادگار آن فرصت بزرگی است که روزی روزگاری در یک قمار غریب از دست رفت: فدا کردن یک عیش تمام‌عیار کوتاه‌مدت برای چیزی که گمان می‌کردم یک خوشی معمولی اما امن است. گذر زمان معلوم کرد راه دوم همان‌قدر پرخطر بود که اولی؛ «دردی بی‌گمان پهناور» بود اما و هیچ کم نداشت.

Sunday 13 April 2008

Posted by ahmadreza in شبانه

theyearmyparentswentonvacation.jpg

من هم با نویسنده‌ی نیویورک‌تایمز موافق‌ام. «سالی که پدر و مادرم به تعطیلات رفتند شاید خیلی نو و متفاوت نباشد اما دوست نداشتن لحن گرم و شیرین و نوستالژیک‌اش کمی سخت است.» نماینده‌ی برزیل در اسکار و نامزد خرس طلایی برلین فیلمی است درباره‌ی سرکوب جنبش چپ برزیل درگرماگرم جام‌جهانی مکزیک. فیلم یک فیلم شعاری/سیاسی معمولی نیست: Cao Hamburger داستان را از زبان مائوروی جداافتاده از پدر و مادر روایت می‌کند و به خوبی قصه‌ی سیاسی‌اش را در پس روایتی معمولی از تب فوتبال و حضور مائورو در کنار هانا و شلوم که شاید یکی از بازمانده‌گان هولوکاست باشد پیش می‌برد.

Saturday 12 April 2008

Posted by ahmadreza in شبانه

سرمست شد نگارم بنگر به نرگسانش/مستانه شد حدیثش پیچیده شد زبانش
گه می​فتد از این سو گه می​فتد از آن سو/ آن کس که مست گردد خود این بود نشانش
چشمش بلای مستان ما را از او مترسان/من مستم و نترسم از چوب شحنگانش
ای عشق الله الله سرمست شد شهنشه/برجه بگیر زلفش درکش در این میانش
اندیشه​ای که آید در دل ز یار گوید/جان بر سرش فشانم پرزر کنم دهانش
آن روی گلستانش وان بلبل بیانش/وان شیوه​هاش یا رب تا با کیست آنش
این صورتش بهانه​ست او نور آسمانست/بگذر ز نقش و صورت جانش خوشست جانش
دی را بهار بخشد شب را نهار بخشد/پس این جهان مرده زنده​ست از آن جهانش

Sunday 6 April 2008

Posted by ahmadreza in شبانه

le-fils.jpg

دیدن Le Fils، آن‌هم در این‌روزهای غریب، از نان شب واجب‌تر بود. عجالتا پوستر یکی دیگر از شاه‌کارهای برادران Dardenne اینجا باشد، شاید روزی چیزکی بنویسم درباره‌ی داستان الیویه: پدر درهم‌شکسته‌ای که نه از رویارویی با قاتل نوجوان پسرش فرار می‌کند و نه تسلیم وسوسه‌ی انتقام می‌شود.

Sunday 6 April 2008

Posted by ahmadreza in یادی از بیژن جلالی

بودن بر دوش من باری است
که به امید آسودن
در هر کاروانسرای ویران
فرود می‌آیم
که به امید آسودن از آن
در هر شب تاری را می‌جویم
که به امید آسودن از این بار
در هر روز روشن
خورشیدی را جستجو می‌کنم

Next Page »