Wednesday 20 February 2008
Posted by
ahmadreza in
هجرانی
رفقا میآیند و میروند. بعضی، بی هیچ ردی، گم میشوند در غبار زمان. بعضی با یک خروار کینه میروند و به محض رفتن گلایههای خودشان را به این و آن باز میگویند بل از بار ناراحتیشان کاسته شود. هر چه هست، خوب یا بد، حقیقت زندگی است این؛ آمد و رفت آدمها شاید مثل جریان همان جویباری باشد که تا میرود طراوت دارد و به محض سکون میگندد. شک ندارم که در فرآیند آمد و رفت رفقا مهاجرت یک نقطهی عطف قابلتوجه است.
پینوشت: اصلاح میکنم. بعض رفقا میآیند، ردی بر دلات به جا میگذارند و برای همیشه میمانند برای تو و یا در غبار زمان گم شوند. انتهای داستان اهمیتی ندارد، مهم حضور ماندگار آنها است در یاد تو.
on Thursday 21 February 2008 at 7:10 pm
آقا من هرکاری کردم که این یارو ارکاته باز نشد که از دیشب اینا. همون که میدونین مبارک :ي و یه چیز دیگهای هم حتی که تو وبلاگم گفتم دیروز :ي
on Sunday 24 February 2008 at 6:30 pm
in vase deleh mo bood? heyyy
rofagha kash aval bedunan chi mikhan
man maro film konan ya inghadr khar vasvasi nabashan , mage zendegi chand roooze