Friday 9 November 2007
Posted by
ahmadreza in
یادی از بیژن جلالی
هوای رفتنم هست
افتان و خیزان
به سوئی که نمیدانم
و به جائی
که جائی نخواهد بود
هوای رفتنم هست
افتان و خیزان
به سوئی که نمیدانم
و به جائی
که جائی نخواهد بود
Subscribe to comments with RSS or TrackBack to ' '.
on Sunday 11 November 2007 at 2:36 am
خسته ام
خسته تر از آهي كه در حسرت ديداري دوباره
حتي نتوانم برايم.
on Sunday 11 November 2007 at 9:28 am
بیا ره توشه برداریم قدم در راه بی برگشت بگذاریم ببینیم آسمان هر کجا آیا همین رنگ است؟