یادداشت های تنهایی

Monday 30 July 2007

Posted by ahmadreza in یادی از بیژن جلالی

افسوس که به پایان
صفحه کاغذ
رسیده‌ایم
برای گفتن حرفی
که چون سفیدی
کاغذ
ناگفته مانده است

Thursday 26 July 2007

Posted by ahmadreza in هجرانی

باز هم لیبرال‌ها، درست در آستانه‌ی یک انتخابات، یک ضربه‌ی بزرگ و شاید غیر قابل جبران خوردند. گزارش بازرس کل ایالت انتاریو امروز ظهر منتشر شد و شایعاتی را که در همه‌ی این چند ماه اخیر در مورد سوءمدیریت وزیر مهاجرت استان انتاریو به گوش می‌رسید تایید کرد. مک‌کارتر که به درخواست فرماندار روند اعطای کمک‌های دولت استانی به سازمان‌های اقلیت‌های قومی (بخوانید مهاجران) را بررسی کرده بود امروز رسما اعلام کرد آقای وزیر مالیات شهروندان را به باد می‌دهد. نمونه‌هایی هم در گزارش ذکر شده است: اعطای کمک به سازمان‌هایی که یا اساسا درخواستی نداده‌اند و یا اگر داده‌اند برنامه‌ای ارایه نکرده‌اند.
اگرچه مک‌کارتر، تایید کرده است که وابستگی حزبی سازمان‌هایی که کمک‌های دولتی را دریافت کرده‌اند تاثیر چندانی نداشته است در این رسوایی اما شاید این تاییدیه دردی از حزب لیبرال دوا نکند.

Wednesday 25 July 2007

Posted by ahmadreza in هجرانی

امروز صبح، وقت رانندگی به سمت محل کار و در ترافیک نه‌چندان سنگین ساعت هفت صبح، به برنامه صبحگاهی سی‌بی‌سی گوش می‌کردم که خبر را شنیدم: خبر پیدا شدن بقایای جسد کودکی که معلوم نیست در سال هزار و نهصد و بیست و پنج میلادی چه بر سرش رفته است. تا آنجا که از گزارش‌ها برمی‌آید پیمانکاری که مشغول نوسازی خانه‌ای در تورنتو بوده جسد کودک را، زیر کف ساختمان و پیچیده در روزنامه، پیدا کرده است.

Saturday 21 July 2007

Posted by ahmadreza in هجرانی

کسی می‌گفت علف کشیدن دقت آدم را افزایش می‌دهد. برای من که علف نمی‌کشم اما مهاجرت همان کرده است: دقت‌ام خیلی بالا رفته، لااقل آن‌قدر که رد دو سال رفته را بر چهره و قامت پدر و مادرم ببینم.

Friday 20 July 2007

Posted by ahmadreza in یادی از بیژن جلالی

قلب من چون سنگی است
بر توده عظیم سنگهای دنیا
قلب من سنگ بی‌رنگیست
بر توده عظیم سنگها
و من بر توده‌ای عظیم از تنهایی
نشسته‌ام