یادداشت های تنهایی

Sunday 4 February 2007

Posted by ahmadreza in شبانه

سجلد از سید علی صالحی

مردگان، ترانه‌های ناتمام جهانند،
و ما زاده‌شديم تا ترا و ستارگان را
در يک پياله‌ی مالامال زمزمه کنيم.

ما که خود سرآغاز آن بی‌نهايت مقدوريم.

زندگان، ترانه‌های ناسروده‌ی جهانند،
و ما زاده شديم تا مردگان گمنام را
در چشمهای زرنيخ و زنجفيل گريه کنيم.

ما که خود پايان آن سرآغاز محتوميم.

3 Responses to ' '

Subscribe to comments with RSS or TrackBack to ' '.


  1. on Sunday 4 February 2007 at 11:50 am

    هی رفیق جان!
    میبینم که باز آلوده شدی! :)
    مخلصات

  2. آزاده said,

    on Monday 5 February 2007 at 4:38 pm

    اشتباه از ما بود
    اشتباه از ما بود که خوابِ سرچشمه را در خیالِ پیاله می‌دیدیم
    دستهامان خالی
    دلهامان پُر
    گفتگوهامان مثلا یعنی ما!
    کاش می‌دانستیم
    هیچ پروانه‌ای پریروز پیلگیِ خویش را به یاد نمی‌آورد.

    حالا مهم نیست که تشنه به رویای آب می‌میریم
    از خانه که می‌آئی
    یک دستمال سفید، پاکتی سیگار، گزینه شعر فروغ،
    و تحملی طولانی بیاور
    احتمالِ گریستنِ ما بسیار است!

    «سید علی صالحی»

  3. حامد said,

    on Wednesday 7 February 2007 at 4:05 am

    ما زنده بگور شدگان تاریخیم.جدا از کره زمین در ته تاریخ…

Leave a reply