یادداشت های تنهایی

Wednesday 21 February 2007

Posted by ahmadreza in شبانه

عاشق شدن در دی‌ماه، مُردن به وقت شهريور - یک از سید علی صالحی

ديگر نديدمت،‌ نه در باد و نه در فانوس
ديگر نديدمت، نه بر پلک پروانه و نه در تخيل شبنم
ديگر نديدمت، نه در صبحی از پی شب و
نه در شبی از غروبِ همان روز بی‌رويا که فرداش آدينه بود.
عجيب است، چشمهای همه‌ی مردگان مرا می‌نگرند.
چشمهای همه‌ی مردگان، همزادانِ ستاره‌اند.
دريغا سوسوی منتظر! بلکه تو از خود من،
به اشاره نامی را زمزمه کنی،
ورنه نمی‌توانمت شناخت!
چشمهای همه‌ی مردگان، همزادانِ ستاره‌اند،

من از ميان همه‌ی شما، منتظر کسی بودم، که نيامد!
به گمانم دريا، چشمی برای گريستن نداشت،
ورنه آن پرنده‌ی بی‌جفت
به جای نَمِ يکی قطره‌ی باران
چشم به راه دو ديده‌ی من از دريا نمی‌گريخت

Sunday 18 February 2007

Posted by ahmadreza in شبانه

چاه از سید علی صالحی

نه چراغی برای ماندن وُ
نه چمدانی که سهمِ سَفَر …!
تنها می‌دانم
که سپيده‌دَم
از تحملِ تاريکی زاده می‌شود.

به همين دليل
دشنام‌ها شنيدم وُ
به روی خود نياوردم
تازيانه‌ها خوردم وُ
به روی خود نياوردم
نارواها ديدم وُ
به روی خود نياوردم
من داشتم به يک نيلوفر آبی
بالای چينه‌ی قديمیِ يک راه دور فکر می‌کردم.
با اين همه … می‌دانم
سرانجام روزی از اين چاهِ بی‌چراغ برخواهم خاست
چمدان‌های شما را
از ايستگاه به خانه خواهم آورد
و هرگز به يادتان نمی‌آورم که با من چه کرده‌ايد.

سپيده‌دَم از تحملِ تاريکی زاده می‌شود،
آدمی از مدارا با مرگ!

Friday 16 February 2007

Posted by ahmadreza in روزنامه‌ی انقلابی

برای من فرقی میان آنها که در غرب زندگی می‌کنند و با نفرتی غیرقابل باور به غرب می‌تازند و این حضرات که در اماها، جایی در ایالت نبراسکا، بنزینی به بازار ارائه می‌کنند که از نفت کشورهای خاورمیانه‌ی حامی تروریسم تهیه نشده است تفاوتی نیست: هر دو عوام‌فریبی را به معنای واقعی‌اش زندگی می‌کنند. راستی معلوم نیست عوام‌فریب‌های آمریکایی با کدام روش خلاقانه می‌توانند تامین کننده‌‌ی اصلی را تشخیص دهند، وقتی کمپانی شل قادر به ردیابی نیست.

Saturday 10 February 2007

Posted by ahmadreza in روزنامه‌ی انقلابی

obama.jpg

باراک اباما، که به تعبیر آن بایدن به اصطلاح دموکرات اولین آفریقایی‌آمریکایی است که درست حرف می‌زند و تر و تمیز است!، امروز در مکانی مبارزه‌ی درون‌حزبی‌اش را آغاز کرد که آبراهام لینکلن، صد و پنجاه سال پیش، بر علیه برده‌داری سخن راند. به گمان‌ام ورود او مساوی است با آغاز هیجان‌انگیزترین فصل تاریخ سیاست آمریکا؛ کسی چه می‌داند شاید او دموکراسی نیم‌بند آمریکایی را، که البته بی‌تردید شرف دارد به دیکتاتوری عبا و نعلین، قدمی به پیش ببرد.

Thursday 8 February 2007

Posted by ahmadreza in شبانه

ديگر هيچ اميدی از سید علی صالحی

ديگر هيچ اميدی
به خوابِ آب و سکوتِ ستاره ندارم،
چه نداری؟
هيچ، يعنی مجبورم از دستِ بعضی مسائلِ مشکل
آسوده شوم.
به ما چه،‌ از دست ما چه کاری ساخته است؟
هيچ، نمی‌شود حالا …
تمامش کن!

Sunday 4 February 2007

Posted by ahmadreza in شبانه

سجلد از سید علی صالحی

مردگان، ترانه‌های ناتمام جهانند،
و ما زاده‌شديم تا ترا و ستارگان را
در يک پياله‌ی مالامال زمزمه کنيم.

ما که خود سرآغاز آن بی‌نهايت مقدوريم.

زندگان، ترانه‌های ناسروده‌ی جهانند،
و ما زاده شديم تا مردگان گمنام را
در چشمهای زرنيخ و زنجفيل گريه کنيم.

ما که خود پايان آن سرآغاز محتوميم.