Saturday 19 August 2006
Posted by
ahmadreza in
هجرانی
همزمانی خروج من از ایران با پنجاه و دومین سالگرد کودتای بیست و هشتم مرداد تقارن جالبی بود، چه من، دوستدار هموارهی نهضت ملی و دکتر مصدق، درست در روزی ایران را پشت سر گذاشتم که در واقع شاخصترین نماد بر باد رفتن آرزوهای ملی صادقترین وطندوستان آن دیار است.
امروز عمر مهاجرت من یکساله میشود و خاطرهی غمانگیز شکست ملیگرایی دموکراتیک در ایران پنجاه و سه ساله.
on Saturday 19 August 2006 at 1:18 pm
چه عکس قشنگ و پر معنایی!
متنت به دلم نشست.
on Saturday 19 August 2006 at 5:58 pm
az yaftane webat shad shodam. shad va pirooz bashi
on Sunday 20 August 2006 at 1:54 am
سرش رو گذاشته روي ميز و به حال ايراني تاسف مي خوره. تاريخ يك دروغگوي بزرگه و اينكه هيچ وقت ماه زير ابر نمي مونه يك دروغ خيلي بزرگ.
هيچ وقت مردم ما مصدق رو نخواهند شناخت.
on Sunday 20 August 2006 at 1:41 pm
آدم نمیتونه این عکس را ببینه و لحظاتی روی آن تأ مل نکند.
وبلاگ جالبی دارید.من با اجازه به شما لینک دادم.مرسی