نقطه نظرات تحلیلی برخی از اکابر این دنیای پراکنده را باز مینویسم تا پیش چشم هر آنکه گمان میکند خیلی جای امیدواری است بماند.
برادر حسین در خبر ویژهای که در بولتن خبرسازی حاج حسین شریعتمداری و شرکا کار کرده مینویسد «سفر آزادانه گنجي به آمريكا و اروپا و سخنرانيهاي او عليه جمهوري اسلامي ايران، ترديد بسياري از گروههاي اپوزيسيون را نسبت به هويت او درپي داشته و سفر گنجي را يك ماموريت از سوي وزارت اطلاعات ميدانند. در همين حال يك مقام امنيتي در پاسخ به اين سؤال خبرنگار ما كه آيا سفر گنجي يك ماموريت از سوي وزارت اطلاعات است؟ سكوت معنيداري كرد.»
حاج حسین با این ترفند سادهلوحانه اما همیشگیاش، بدون دردسر، یکی از رفقای اصلاحطلب را به دام میاندازد تا «سوختن چهره محبوبی چون اکبر گنجی» را پیشاپیش اعلام کند و اضافه کند «فکر می کنم اقدام اکبر گنجی عزیز، در داخل کشور، امکان همراهی و همسویی او با دوستان و همفکرانش را از میان برد و حتی دیگر زمینه ای برای فعالیت جریانی تحت عنوان جمهوریخواه در داخل کشور و با میدانداری گنجی عزیز وحود نخواهد داشت.» من که نمیتوانم دلایل استقبال این رفیقمان را از رویای حاج حسین برای سوزاندن گنجی ریشهیابی کنم اما حدس میزنم رفیقمان، با زبان ایما و اشاره میخواهد بگوید: «ما بدان مقصد عالی نتوانیم رسید»، شما هم شکر زیادی خوردهاید اگر فکر کردید ما میگذاریم از ما سبقت بگیرید!!!
این تفکر در همین حوالی هم خریدار دارد البته؛ چنانکه اولین اولینها مینویسد «همه با گنجی خداحافظی کنیم. او بر خلاف حرفهایش عملا به رامسفلدیها پیوسته است.» و دیگری مینویسد «على رغم احترامى که براى گنجى اين دليرمرد آزاده قائل هستم او را آدم صادق و در عين حال متاسفانه سادهدل و عجولى مىبينم. در تحليلى که ماه گذشته با يکى از دوستان عزيز ماه گذشته در مورد گنجى داشتيم به اين نتيجه رسيديم که گنجى را براى سوزاندن به خارج فرستادهاند و متاسفانه خودش هم بازى خورده است. دوست عزيزم پرسيد به نظر تو گنجى برمىگردد و او را اذيتش مىکنند؟ پاسخ دادم هرگز ديگر با گنجى کارى نخواهند داشت. او برمىگردد و خواهد سوخت و فقط مانند يک وبلاگنويس مانيفست روى مانيفست (پست روى پست قبلى) خواهد نوشت و اثرات همه مانيفست هاى قبلى خود را خودش پاک خواهد کرد.»
Sunday 16 July 2006
Posted by
ahmadreza in
روزنامهی انقلابی
on Monday 17 July 2006 at 4:34 am
خب اینا رو نگن چی بگن ؟
on Tuesday 18 July 2006 at 9:12 am
رفیق جان جانم!
زیادی اینها را جدی می گیری! از مشارکتی چی ای همانند جواد روح یا اپورتونیست ای مانند هودر چه انتظارهایی داری ها!!!!
به جای اینها نوشته های رضا خجسته رحیمی :
http://akhbar-rooz.com/article.jsp?essayId=4372
یا سحر خیز را بخوان:
http://akhbar-rooz.com/article.jsp?essayId=4340
مخلصات
رامین