«ما مجبوریم که برای مقابله با جنگ، با استبداد مبارزه کنیم»
ابراهیم نبوی هرازچندگاهی مطلبی جدی مینویسد؛ اغلب بسیار دقیق و به موقع. این آخرین یادداشت نبوی، یکی از همان مطالب جدی مالوفاش، دربارهی فعالیتهای اخیر گنجی است: نوشتهای که در حقیقت نسخهی آرام توفان خشمی است که اینروزها، از پی خواندن نقطه نظرات بعض حاضران این دنیای مجازی، در سرم تاب میخورد.
نبوی مینویسد «گاهی اوقات می توانیم سرمان را پائین بیندازیم و از کنار آن که می خواهد کاری بکند، عبور کنیم و بگوئیم ما فقط کاری می کنیم کارستان و عبور کنیم و برویم و سکوت و تنهاییمان را در میان دیگران بگذرانیم و تلاش کنیم که فراموش کنیم که در چه بنبستی گرفتار شدهایم.» ابراهیم نبوی اما نمیگوید بعضی از هممیهنان ما میتوانند تلاش دیگران را به خارجیها ببندند و مواجببگیر این دولت و آن موسسه بخوانندشان و یا حتی در تازهترین تردستیشان، وقتی خطابههای «کیهان»گونهشان دیگر در نمیگیرد، جد و جهد دیگران را، در میان تعجب معدود امیدواران، به هجو بکشند. نبوی خیلی روشن مینویسد که «ما تنهاییم، ما جز همدیگر کسی را نداریم. ما مجبوریم که به همدیگر سلام کنیم و همدیگر را تحمل کنیم. ما مجبوریم برای حفظ خانهمان از این غارت دائمی، تمام کینههای مزمن و بیپایان را به باد بسپاریم.» او اما نمیگوید چگونه میتوان آن کهنه مهاجران درسخواندهای را تحمل کرد که در میان جزوات درسی دانشگاههای آمریکای شمالی چیزی از وضعیت کنونی جامعهی ایران نیافتهاند و با مخالفخوانی همراه با بیعملیشان امید آدمی را چنان ناامید میکنند که از شرشان میخواهی به بهروز صوراسرافیل پناه ببری!
بگذریم! نبوی اینها را نمیگوید و به گمانام نباید هم بگوید. زمانه، آن اندازه که من میفهمم، زمانهی اتحاد است برای رسیدن به یک هدف مشترک. در این میان باید مخالفخوانان بیعمل را تنها واگذاشت به حال خودشان.
on Friday 14 July 2006 at 3:04 am
رفیق جان جانم!
گمان نکنم این جمعیت منور الفکر مخالف جنگ و اکسیون سیاسی از ترس جنگ و … جز همان معدود رفقای ینگه دنیا نشین باشند! میدانی که در ایران این جور تفکرات جایی در میان مردم ندارد! پس نباید نگران بود به گمانم! به گمان من جنبش جمهوری خواهی ایران با حضور افرادی مانند گنجی جان دوباره ای خواهد یافت و دیگر افکاری از نوع رفقای منور الفکرمان!!! یا مشروطه خواهان اصلاح طلب جایی در میان اپوزیسیون نخواهند داشت.
مخلصات
رامین
on Friday 14 July 2006 at 4:42 am
انقلاب مخملی به نظر من که بهترین گزینه است .
on Saturday 15 July 2006 at 4:56 am
رفیق تک سلولی جانم
آمدم بگویم نظراتت را در وبلاگ نگفتنی ها خواندم. خواستم بگویم دقیق, سنجیده و متین بودند. آن چه من خوش فکری می نامم در آن به شدت هویدا بود.
دست شما درست.