Saturday 24 June 2006
Posted by
ahmadreza in
یادی از بیژن جلالی
یادی دوباره از بیژن جلالی
هر لحظه از تنهایی من
میدرخشد چون
ستارهای
و هر لحظه در تنهایی خود
غوطه میخورم چون
خورشیدی
سه بار گذشتهام
از مرز تاریک
آنچه هست
و اینک در میان
هست و نیست
دستافشانی میکنم
on Saturday 24 June 2006 at 5:23 pm
سلیقه ت حرف نداره
اون فبلنا م خواستم بگم که موسیقی عالیه ، یادم رفت ، الان میگم .
on Sunday 25 June 2006 at 11:28 am
سلام
از شما دعوت می شود از هر دو وبلاگ من دیدن فر مایید
نیاز به نظر و لینک نیست
همراهی کافیست
بدرود
مطالب من کیستم و ادامه را بخوانید
اگر در جستجوی محبوبتان هستید