یادداشت های تنهایی

Tuesday 13 June 2006

Posted by ahmadreza in روزنامه‌ی انقلابی

سرکوب تجمع زنان، آن‌هم به این شیوه‌ی وحشیانه، البته کاملا قابل پیش‌بینی بود. چه در حکومتی که بهای فعال ساختن کانون نویسندگان گرفتن جان بانیان آن است، سزای زنانی که حقوق برابر را فریاد می‌کنند همین است که دیروز در میدان مرکزی شهر به آن رسیدند. این قصه‌ی پرغصه اما دو نکته‌ی بدیع دارد: اولین نکته‌ی غافلگیرکننده‌ استفاده‌ی بهینه‌ی دستگاه سرکوب است از ترکیب مضحک چادر و چماق و دومین نکته‌ی ناگوار توان بی‌پایان سیستم ولایی حاکم در پرورش نسلی از چماق‌داران بسیار باانگیزه‌.

۰۰۲۸۰-۰۷-women.jpg

عکس، طبق معمول، از آرش عاشوری است. عکس‌های تجمع زنان ناراحت‌کننده‌اند، می‌دانم. من اما اصرار دارم بدترین‌شان را بگذارم در این خانه‌ی مجازی تا هیچ‌وقت فراموش نکنم که قصه‌ی غم‌انگیز حقوق بشر در ایران، هرگز و تحت هیچ شرایطی، نباید فراموش شود. من نباید فراموش کنم که بر مردم برگزیده‌ی ایران چه رفته است در این سال‌ها. من نباید فراموش کنم که سرکوب برنامه‌ریزی‌شده‌ی اندیشه در ایران قابل چشم‌پوشی نیست حتی در بحبوحه‌ی افتضاح هسته‌ای و یا اساسا هر‌گونه شارلاتان‌بازی مذهبی دیگری. این عکس ناراحت‌کننده برای همین پیش چشم من و شما است.

3 Responses to ' '

Subscribe to comments with RSS or TrackBack to ' '.

  1. قاصدک* said,

    on Tuesday 13 June 2006 at 2:44 pm

    در مجموعه‌ی روزنامه‌ی انقلابی‌ات نوشته‌های بسیاری هست. بعضی را دوست دارم بعضی را نمی‌پسندم. این نوشته اما بی‌گمان یکی از صادقانه‌ترین، صریح‌ترین و درخشان‌ترین نوشته‌های این مجموعه است.
    دستت درست رفیق جان!

  2. نازلی said,

    on Wednesday 14 June 2006 at 9:00 pm

    حرف های عشرت خانومِ شایق رو خوندی؟؟

    نه تنها سوسولای ایتالیایی بلکه آرژانتینی های عزیز!

  3. رامین said,

    on Tuesday 20 June 2006 at 2:20 pm

    رفیق جان دیالوگی دارم می کنم با لیلای لیلی گفتم شاید بخواهی نگاهی بیاندازی!
    http://rateyourmusic.com/yaccs/p/commentsn/blog_id=90000030942_and_blog_entry_id=115047673590465120#8571074

Leave a reply