Sunday 28 May 2006
Posted by
ahmadreza in
شبانه
فیلم تمام شده است؛ سمت چپام دخترک نوجوان اینجایی است که بعد از کلی حرف زدن و خندیدن و با ظرف پلاستیکیاش بازی کردن و صدا در آوردن، پاها را از روی صندلی روبرویی جمع میکند و به همراه دو دستیار جواناش از سالن خارج میشود. سمت راستام زن سیاهی است که روی صندلی خشکاش زده است و اشک به چشم دارد.
گمان میکنم همین تضادهای کوچک هستند که دنیای امروز را، گاه به طرزی طاقتفرسا، تحملناپذیر میکنند.
on Monday 29 May 2006 at 11:59 am
امرزو حرف کانادا رفتن عده ای از دوستان ِ مغز دارتر بود !
کلی یادتان کردم قربان