یادداشت های تنهایی

Sunday 7 May 2006

Posted by ahmadreza in شبانه

بعد از دیدن فیلم آنگ لی، فیلم و سینما به کلی تعطیل شد تا امشب که بالاخره بعد از چندین و چندماه این‌پا و آن‌پا کردن و استخاره کردن، به همراه خاتون و برای دیدن گابریل، مشرف شدم به سینمای نقلی و دوست‌داشتنی شهر که چراغ‌اش، با حضور پررنگ فیلم‌های اروپایی، پرنور است.
داستان گابریل یک روایت تکراری است که می‌تواند تبدیل به فیلمی معمولی بشود. کارگردان گابریل، در یک فضای تیاتری، اثر جوزف کنراد را بازخوانی می‌کند که در حقیقت داستان خیانت یک زن است به همسر متمول‌اش؛ همسری که به قول خودش «مانند جنگ‌جویی است که بهترین بهترین‌ها را از آن خود کرده است» و به قول زن «درست بعد از ازدواج عشق به زن‌اش را فراموش کرده است.» فیلم درباره‌ی پیامدهای این خیانت است چه فیلم اساسا بعد از آشکار شدن خیانت زن آغاز می‌شود، آنجا که علی‌رغم نوشتن نامه‌ی خداحافظی نمی‌تواند برای همیشه شوهر را ترک کند و ناچارا به خانه بازمی‌گردد. گابریل روایت دقیق تلاطم‌های روحی زوج فرانسوی درست پس از آشکار شدن خیانت زن است که با کمک گرفتن از بازی درونی ایزابل هوپر، بازی درخشان پاسکال گرگوری و البته موسیقی بسیار متناسب، سخت ذهن تماشاگر را با تحلیل‌های روانشناسانه‌ی یک رابطه‌ی ویران‌شده درگیر می‌کند، رابطه‌ای که اساسا بر چیزی به نام عشق بنا نشده است. فیلم سرشار از صحنه‌هایی است که این گره‌های روانی را بازگو می‌کنند: صحنه‌هایی که زن به اصرار نه تنها از فاسق‌اش تمجید می‌کند که رابطه‌ای را که از نگاه او تنها یک قرارداد کاغذی بدون ضمانت اجرایی عشق است تحقیر می‌کند، صحنه‌ی رویارویی خفیف شوهر و فاسق همسرش در مهمانی و اوج گرفتن بحران عصبی شوهر که تاب حضور کارمند چاق و می‌خواره‌اش را که چشمان‌اش همواره مرطوب است ندارد و صحنه‌ی پایانی که زن، بعد از تلاش ناموفق شوهر برای تجاوز، او را به خود می‌خواند و مردی که لحظاتی پیش به نیت تجاوز به سمت زن رویش آورده بود، درمانده و مضمحل، نمی‌تواند خودش را به هم‌بستری راضی کند و خانه را برای همیشه ترک می‌کند صحنه‌های جاودانه‌ی فیلم‌اند در نگاه من.

پی‌نوشت: من که بضاعتی ندارم تا نقد یا لااقل شرحی درست و درمان بنویسم درباره‌ی فیلم، پس به ناچار به همین مهملات قناعت می‌کنم تا بل رفقا ترغیب شوند به دیدن این فیلم پیچیده‌. واقعیت این است که هرچه بیشتر فیلم‌های جدی می‌بینم، نادانی مطلق سینمایی‌ام بیشتر و بیشتر آشکار می‌شود و میل‌ام به مهمل‌بافی درباره‌ی فیلم‌ها کمتر، چه دست خالی اعتماد به نفس کذایی دون‌کیشوتی که من باشم را حسابی زایل می‌کند.

2 Responses to ' '

Subscribe to comments with RSS or TrackBack to ' '.

  1. نازلی said,

    on Sunday 7 May 2006 at 5:14 am

    این حرف ها چیه ؟ خیلی هم خوب توضیح دادی . من که حتمن می بینمش. مخصوصن که ایزابل هوپر عزیز هم بازی می کنه :)

  2. نازلی said,

    on Thursday 11 May 2006 at 4:58 pm

    آقا مبارکه :)

Leave a reply