در این روزها هزار و یک اتفاق افتاد در آن مملکت گل و بلبل، آخریناش پخت کیک زرد. پخت این کیک را به آقا امام زمان و سربازان گمنام و نامدارش در اینسو و آنسوی دنیا تبریک و تهنیت گفته و امیدوارم این اتفاق رفقای منتقد دولت جنگ طلب بوش را هوشیارتر کند تا بیش از پیش چشمپوشی کنند از فعالیتهای مهدوی دولت ایران و تلاشهای هوشیارانهی آرمانگرایانهشان را، همانند همهی این ماههای اخیر، متمرکز کنند بر روی جنگطلبی دولت بوش.
از این طعنههای خشمآلود، که میدانم فایدهای جز دفع غیظ ندارند، بگذریم. گمان میکنم بد نباشد ایرانیان سراسر دنیا، در این وضعیت که بعضی ایران ویرانتر میخواهند، کاری کنند. شاید بد نباشد چند گردهمایی بزرگ در شهرهای بزرگ اروپا و آمریکای شمالی برگزار شود، تجمعاتی که در آن نه تنها اقدامات تحریکآمیز دولت شرور ایران بل سواستفادههای دولت جنگطلب بوش از این یکهزیاد خواندنهای کودکانه محکوم میشود.
پینوشت: گویا در اینسوی اقیانوس هم از شر میگرن در امان نیستم. شدت درد عاجزم کرده است: درد و حالت تهوع.
on Thursday 13 April 2006 at 4:47 pm
در مورد پي نوشت:
بابت حالت تهوعت، فکر کنم دارم عمه مي شم!!!
من که بعد از 19سال بالاخره تونستم به حد زيادي ميگرنم رو کنترل کنم، یعني تقريبا مهار کنم… خواستي بگو تا برات نسخه بپيچم.
on Friday 14 April 2006 at 3:14 pm
رفیق جان من هم این پیشرفت خیره کننده را به شوما و پیشگاه رهبر فقید انقلاب تبریک و تسلیت عرض میکونم!
در مورد حالت تهوع هم نکنه خبریه
on Saturday 15 April 2006 at 8:53 pm
دوستان لطف کردند نظرات کارشناسی شون رو درباره ی حالت تهوع گفتن به همین خاطر من دیگه از توضیح بیش تر خودداری می کنم. یه جورایی این پی نوشت از خود نوشته مهم تر جلوه می کنه.
این کیک زرد هم که الان در آستان قدس رضویه. نمی دونم چرا این احمدی نژاد بشر دوست نیومد بین مردم تقسیمش کنه!
on Sunday 16 April 2006 at 11:56 pm
دوست عزیز، خواستم از یادداشت به جایت برای وبلاگ سیما تشکر کنم. جانا سخن از زبان ما گفتی!