یادداشت های تنهایی

Saturday 18 March 2006

Posted by ahmadreza in روزنامه‌ی انقلابی

چیزی نمی‌آید به ذهن‌ام، کلمه‌ها انگار فراری‌اند از من. دیگر همه می‌دانند که او از بند رها شده است و نوروز هم همین روزها رها می‌شود از دست زمستان.

akbarganji۰۲.jpg

One Response to ' '

Subscribe to comments with RSS or TrackBack to ' '.

  1. کامران said,

    on Sunday 19 March 2006 at 6:02 am

    احمدرضای عزیز،
    چنان که افتد و دانی من همیشه یادداشتهایت را می خوانم و آنها را شاهدی بر وجود تعداد نامحدودی سلول فعال مغزی می دانم.
    سال نو مبارک، با بهترین آرزوها.

Leave a reply