اول، وضعیت جالبی برقرار است در این جامعهی مجازی که کمابیش مشتی است نمونهی خروار: چکیدهای است از جامعهی اهل فکر مملکت غریب ایران. این چکیدهی مجازی به طرز غریبی روی دندهی مخالفخوانی است، مخالفت با همهچیز و همهکس. این مخالفتهای گاه بسیار سفت و سخت البته با هیچ فکر سازندهای برای خروج از بنبست فعلی همراه نیست. حوصلهی نام بردن همهی این داستانها را ندارم، نیازی هم نیست چه همه میخوانند و میشنوند.
دوم، نه من سررشتهای دارم از سیاست بینالملل، سیاست و جامعهشناسی و فلان و چنان و نه اساسا وضعیت ایران چنان است که بشود مانند مدلهای نامنعطف ریاضی با آن برخورد کرد. اما آنقدر که عقل من قد میدهد میان مدلهای سرنگونی از داخل (انقلاب)، سرنگونی از خارج (جنگ)، اصلاح از داخل (بدون دریافت هرگونه کمک از جامعهی بینالمللی)، اصلاح از داخل (با کمک جامعهی بینالمللی در قالب تحریمهای همهجانبه) و اصلاح از داخل (با کمک جامعهی بینالمللی در قالب تحریمهای هوشمند) آخرین مدل کمترین ضرر را برای مردم و کشور به همراه دارد. بیثمر بودن یا فاجعهبار بودن مدلهای دیگر، به گمانام، اظهرمنالشمس است.
اگر آنچنان که اینروزها برخی رسانههای غربی مینویسند غرب قصد دارد نوک پیکان تحریم را طوری به سوی فاشیستها بگرداند که کمترین آسیب به مردم برسد، شاید برقراری تحریمهای هوشمند بتواند حکومت را وادار به عقبنشینی کند و از این راه جانی در کالبد بیرمق جبههی واقعی اصلاحطلبی (که صدالبته جبهه مشارکت نیست) دمیده شود. کسی چه میداند ممکن است این تنها راه برای از سر گرفتن پروژهی اصلاح از درون باشد.
Wednesday 15 March 2006
Posted by
ahmadreza in
روزنامهی انقلابی
on Saturday 18 March 2006 at 9:18 am
رفیق جان
سرانجام آزاد شد. درود به گنجی …