Friday 24 February 2006
Posted by
ahmadreza in
شبانه
خواستم چسنالههاي پرخاشگرانهي معمول خودم را دوباره ساز کنم که ياد عتاب و خطابهاي دکتر محمد صنعتي افتادم و فراموش کردم روضهي علياصغر خواندن را. يادم آمد که هرکس هرچه ميکشد، اساسا اگر چيزي باشد البته، از خودش ميکشد؛ نشستن و نالههاي جانگداز ساز کردن تنها به کار رنگ کردن ديگران ميآيد و بالطبع اصل ماجرا را تغييري نميدهد.
پينوشت: يک تماس تلفني از رفيقي که همين روزها به خاک شهيدپرور کانادا وارد ميشود حسابي تر و تازهام کرد. تلفن را که زمين گذاشتم اما حس کردم چه اندازه جاي رفقايي که اطلاعات دارند و اهل مطالعهاند در اين بلاد کفر، يا لااقل در اين به اصطلاح پايتخت، خالي است.
on Friday 24 February 2006 at 2:56 am
من که نمی خوام بیام
پس کی بوده؟ :))))
on Sunday 26 February 2006 at 8:33 am
ajibe engaar dardhaaie aadamhaa tooie ghorbat khili beham dige shabih mishe