یادداشت های تنهایی

Saturday 23 July 2005

Posted by ahmadreza in شبانه

در خاموشي روزهاي رفته بهانه بسيار داشتم براي نوشتن: از نمايش سراسر درد بهرام خان بيضايي گرفته تا سرگذشت نگران‌کننده‌ي او که به قول عباس معروفي پسر خوب ايران است؛ از بازرسيدن دوم مرداد تا التهاب آخرين روزهاي حضور ميان مردمان بيگانه‌ي اين خاک نفرين‌شده. همه‌ي اين دست‌مايه‌هاي پرملاط را اما در آمد و شد رخوت‌ناک واپسين روزهاي تيرماه هشتاد و چهار پس زدم به گوشه‌اي امن در دل هزار‌پاره‌ام.
همزاد از ه. ا. سايه
همزاد دل است درد ديرينه من/اندوه جهان است در آيينه من
اي کوه کهن صداي ناليدن توست/اين ناله که برمي‌شود از سينه من

Leave a reply