یادداشت های تنهایی

Monday 20 June 2005

Posted by ahmadreza in روزنامه‌ی انقلابی

سياست‌ورزي ايراني‌ها حكايتي است بسيار قديمي و البته سخت نغز و دلگشا. در انتخابات مجلس چند سال پيش مردم دلاور ايرن‌زمين، بالاتفاق و بدون هيچ ترديد، هاشمي را سكه‌ي يك پول سياه كردند و بعد به شكرانه‌ي اين دست‌آورد انصافا عزيز شادي كردند و جك ساختند و نام او را به طنز گذاشتند آقا‌سي. چند سال گذشت و همان مردم دلاور ايران‌زمين، با تئوري تحريم منفعلانه‌ي انتخابات رياست‌جمهوري، كانديداي ضعيف اصلاح‌طلبان را نخواستند و مدعي شدند كه با اين روش نظام و سردمداران‌اش را به جايي مي‌فرستند كه عرب ني انداخت. ايده‌شان اما به جايي رسيد كه في‌الحال، براي زنده ماندن در اين كشاكش بيداد ناچار به انتخاب همان‌اند كه ديروز آقا‌سي بود و امروز قرار است يك منجي تمام‌عيار باشد تا توفان مرگ‌بار طايفه‌ي احمدي‌نژاد همه را جارو نكند. طنز نابي است انصافا!

پي‌نوشت: فردا روز مباركي است. روزي است كه عيار بعضي مخالف‌خواني‌هاي عافيت‌طلبانه‌ معلوم مي‌شود. من به احترام تحريمي‌هايي كه فردا، در كنار آنها كه راي داده‌اند، براي آزادي زرافشان متحصن مي‌شوند كلاه از سر برمي‌دارم.

مردم شريف و آزاده ايران!
سالهاست که مردم ايران برای دست يابی به حقوق انسانی خود تلاش می کنند و در اين راه مبارزان و آزادی خواهان بسياری دربند به سر می برند.
دکتر ناصر زرافشان مدت ۱۲ روز است که در اعتراض به سلب ابتدائی ترين حقوق خود (ادامه درمان در خارج از زندان) در اعتصاب غذا به سر می برد جان ايشان در خطر است.
براساس گزارش واصله از خانواده و وکيل آقای اکبر گنچی پس از بازگشت به اوين اعتصاب غذا را شروع کرده و در انفرادی ممنوع الملاقات می باشد.
ما ضمن حمايت از تحصن کميته پی گيری آزادی دکتر ناصر زرافشان ، از همه مردم انسان دوست ايران و حاميان حقوق بشر و کليه آزادی خواهان دعوت می شود که در گرد هم آيی روز سه شنبه ۳۱ خرداد ۱۳۸۴ از ساعت ۱۷ الی ۱۹ در مقابل دفتر سازمان ملل متحد حضور به هم رسانند.
خانواده دکتر ناصر زرافشان
خانواده زندانيان سياسی
دفتر تحکيم وحدت
سازمان دانش آموختگان ايران اسلامی (ادوار تحکيم وحدت)
اتحاد دموکراسی خواهان ايران
ماهنامه نامه
نشريه دانشجوئی بذر
کارگران موکل دکتر ناصر زرافشان

3 Responses to ' '

Subscribe to comments with RSS or TrackBack to ' '.

  1. سايه said,

    on Monday 20 June 2005 at 3:46 pm

    خوب. احتمالا فردا رفقای چريک اهل انقلابمون همه اونجا جمع می شن تا مرحله جدیدی از مبارزه رو شروع کنن. همونی که ما ازسال 76 عقبش انداخته بودیم .
    ما منتظریم. امیدواریم هیچکدوم از انقلابیون به طور ناگهانی تب نکنن!
    خارج کشوریها هم که لابد بلیط می گیرن و همین روزا خودشونو می رسونن دیگه.نه؟


  2. on Monday 20 June 2005 at 4:11 pm

    رفیق جان، ببرنامه ایم با هم برویم! من در این صفحه تو ایمیلت را نمی بینم! یک تا ایمیل بزن قرار بزاریم.
    ایمیل من: raamin@gmail.com

  3. بهارک said,

    on Monday 20 June 2005 at 5:49 pm

    احمد رضا جانم،
    مرا هنوز نشناخته اي، من هرگز از کسي دلخور نمي شوم و هميشه سعي ميکنم خودم را در موقعيت طرف مقابلم قرار دهم.
    تنها در مواقع خاصي دلشکسته مي شوم، که آنهم به اين آساني نيست.
    حال اين روزهاي تو حال همگي ماست و هرکس در مقام خودش… بنابراين من احساس مي کنم بايد قوي تر و منطقي تر باشيم و هيچ عاملي نتواند اتحاد و دوستي ما را حتي براي ثانيه اي دچار تزلزل کند؛ چرا که همه هدفي مشترک داريم. امروز دل همه ما براي نتيجه حکم دادگاه مديار شور مي زند… ناصر زرافشان، گنجي، باطبي و … لحظه اي از جلوي چشم هيچکداممان کنار نمي روند … سربريدن دختر 9 ساله توسط پدرش بنا به دستور اسلام، هرگز از انديشه همه ما پاک نخواهد شد…
    پس مي بيني که همه هدفمان مشترک است و چه بهتر که راهمان هم مشترک باشد. ولي در اين آشفته بازار، رسيدن به راهي مشترک کمي سخت است و نمي توان گفت که چه کسي اين وسط اشتباه کرده است؟! هرکس طي تجربه و روزگار سختي که به او گذشته به اين نتايج رسيده. من اسم هيچکدام از اتفاقاتي را که افتاده اشتباه وشکست نمي گذارم، آنها را تجربه هايي گرانبها و ارزشمند مي دانم هرچند که قيمت گزافي پرداخته باشيم. به ما که از اين زندگي و آزاديش چيزي نرسيد، شايد به کودکانمان برسد.
    آرش هم سلام مبسوط مي رساند.
    شعار هر روز مرا فراموش نکن !!!!( باز اگه بگم ، مي گي آبرو برام نذاشتي )

Leave a reply