میرا رمانی است متفاوت؛ اثر کریستوفر فرانک که به گفتهی مترجماش رمانی است در قد و قوارهی رمان پرآوازهی جورج اورول، نکتهها دارد خواندنی. فضایی که فرانک میآفریند دهشتناک است و به گمان من ملغمهای است از همهی آنچه در کشورهای تحت سلطهی ایدئولوژیهای عوامفریب غرب و شرق گذشته است و امروز هم میگذرد. در جامعهای که فرانک توصیف میکند «به تو یاد خواهند داد که هر وقت تنها شدی از ترس فریاد بکشی، یاد خواهند داد که مثل بدبختها به دیوار بچسبی، یاد خواهند داد که به پای رفقایت بیافتی و کمی گرمای بشری گدایی کنی. یادت خواهند داد که بخواهی دوستت بدارند، بخواهی قبولت داشته باشند، بخواهی شریکت باشند. مجبورت خواهند کرد که با دخترها بخوابی، با چاقها، با لاغرها، با جوانها، با پیرها. همهچیز را در سرت به هم میریزند، برای اینکه مشمئز شوی، مخصوصا برای اینکه مشمئز شوی برای اینکه از امیال شخصیات بترسی، برای اینکه از چیزهای مورد علاقهات استفراغت بگیرد.» و در نهایت تبدیل به مجسمهای شوی بیجان و بیفکر و بیمغز. در همانحال انسان برگزیدهی جامعهی میرا با شجاعت میگوید «من همهی انسانها را، هرطور که باشند، دوست دارم. من هرگز انتخاب نمیکنم.» او «چیزی را که تحقیر میکند دوست دارد.» چراکه برای چنین موجودی «دوست داشتن خوبیهای دیگری دلیل عشق نیست بلکه دوست داشتن عیبهای دیگری بزرگترین دلیل عشق است.»
به گمان من به آسانی میتوان رد انسان مطلوب استالینیستهای دوآتشه، بنیادگران اسلامی هزارهی سوم و حتی لیبرالهای بیمعیار جهان اول را در گفتههای این موجود به اصطلاح برتر رویت کرد. به همین دلیل باشد شاید که ژان-لویی کورتیس در مقدمهی کتاب مینویسد فرانک «ملتفت شده است که شرق و غرب به هم شباهت دارند-خیلی-هرچند که آنها را در دو نقطهی متقاطر ایدئولوژیکی میپندارند، همچنان که دو نقطهی متقاطر جغرافیایی هستند.»
و راستی آیا نمیشود ادعا کرد که برخی از آدمهای پیرامون خودمان چیزی کم ندارند از این معجون غریب؟
Thursday 31 March 2005
Posted by
ahmadreza in
كتابنامه
on Thursday 31 March 2005 at 7:43 pm
بعضی وقتها از زور تلخی بیمزه میشوی.
on Friday 1 April 2005 at 11:14 am
راست میگویی محمود جان. من خیلی تلخام. اما انتظار نداشته باش وقتی از زور تلخی پناه میبرم به مستی برایات از زیباییهای زندگی بنویسم. راستی، نظرت دربارهی فیلم کوستوریکا را هم خواندم و لذت بردم. فکر میکنم به سیاههی آدمهایی که حرف زدن با آنها لطف دارد و هزار نکتهی آموختنی یک نفر دیگر هم اضافه شده است. ممنون.
on Tuesday 10 May 2005 at 12:25 pm
سلام اميدوارم كه حالتون خوب باشه برنامه ي جالبي داريد. موفق باشيد. راستي من يك وبلاگ دارم اونوقت مي خوام كه در لينكم اسم دوستاي هم وبلاگيمو بزارم اما بلد نيسم از هر كي هم پرسيدم يا جوابمو نداده يا گفته كه اگه ياد گرفتي به ما هم ياد بده بلاخره توش موندم.كه چيكار كنم اگه شما بلديد به وبلاگم بيايد برام پيغام بزارين كه آي ديمو بهتون بدم تا برام بنويسين كه چيكار كنم (((البته اگر كه بلدين)))
{{{{{{{اين تبليغ براي وبلاگم نيستااا!!!!!!!!!!!}}}}}}}}}}}}}}}}}} خدانگهدار