Saturday 26 March 2005
Posted by
ahmadreza in
عاشقانه
عجالتا، به دلیل یکجور کرختی مرموز، دست و دلام به نوشتن نميرود و بالطبع حوصلهي لفاظیها و واژهپردازيهاي معمول را ندارم. به همین دلیل ساده هم ترجیح میدهم پرهیز کنم از حضور بيرمقام در دنياي مجازي.
دست در دستم نه از منوچهر نیستانی
دست در دستم نه
پاي رفتارم نيست
با كسي جز تو سر و كارم نيست
گر نباشي تو
سايه و
سنگي و
ديوارم نيست.
دست در دستم نه
كه مرا مرگ در اين فاصله به…
صبر بسيارم نيست.
پينوشت: غزل خاتون، يكي از دو خواهرك گل شيرازيام، ايرادي گرفت به نوشتهي من كه به گمانام صحيح آمد. روحيهي كمالگراي من، كه البته معرف حضور رفقاي دور و نزديك هست، مجابام كرد تا نوشته را با شائبهي كمترين اشتباه بازنويسي كنم.
on Saturday 26 March 2005 at 2:02 am
http://www.danceage.com/artist/iplayer.php?albumid=582&trackid=11
on Saturday 26 March 2005 at 11:03 am
خب پس این ها رو با زبان مینویسین؟؟؟ D:
on Saturday 26 March 2005 at 1:21 pm
خدایش شانس دهاد آن هم کرور کرور و نه نخود نخود. مردم ایراد می گیرند و شما گمان می برید و فوری پی نوشت و پس نوشت صادر می فرمایید و می دهید نوچه گان به در و دیوار بیاویزند. حالا اگر ما گفته بودیم بالای چشم راستتان هم نه چشم چپتان ابروست آن هم نه از این ابروهای زیر و بالا برداشته قیطانی کمانی ماهواره ای که ابروی پرپشت دو نبش هشتی, فوری پا که هیچ لنگ فرهنگ معین و عمید و دانشنامه ی ایرانیکا را می کشیدید وسط…
ای ی ی…
خدایش نه پیشانی داد و نه اقبال و نه جسارت است اما یک چس مثقال شانس!
ارادت.
on Saturday 26 March 2005 at 2:00 pm
چه عرض كنم؟
on Saturday 26 March 2005 at 2:09 pm
عرض کدوم سگ پدریه؟ شما امر بفرمایید….
on Saturday 26 March 2005 at 11:51 pm
عنقریب از شدت ذوق مرگی،جان به جان آفرین تسلیم خواهم نمود!