Saturday 26 February 2005
Posted by
ahmadreza in
شبانه
اسبي سركش و بدلگام را ميماند خيال. تنها كافي است رها كني اين اسب رامنشدني را تا رهنمونات كند به جايي حوالي مرز باريك عقل و جنون. كافي است از دست بدهي افسار اين اسب رامنشدني را تا از بلنداي هستي، با رنگي پريده و دستي لرزان و عرق سردي نشسته بر پيشاني، هبوط كني بر لبهي مغاك بيانتهاي خودويرانگري.
on Thursday 3 March 2005 at 2:08 pm
Bah bah! Mobaraka Bashe! Ishalla Webloge pesareto comment bezarim
on Thursday 3 March 2005 at 2:15 pm
اه….من می خواستم اولین نفر باشم که تبریک می گم، این آیدین معلوم نیست کی شستش خبردار شده!!!
on Wednesday 9 March 2005 at 7:16 am
سلام . مبارکه
می گم که می بينی دنيا رو ؟ سايه به من لينک نداده
شيطونه می گه موضوع خالتور رو توی وبلاگم بنويسم !