پراكنده گويي هاي جمعه سي ام بهمن ماه هشتاد و سه
اول، صبح اول وقت است و ماهواره روشن. مجري شبكه خبري در حال مصاحبه با آقاي كارشناسي است خوش لباس كه سعي مي كند چرايي رشد مداوم يورو را توضيح دهد. چند لحظه مي گذرد؛ حوصله ام از لهجه بريتانيايي آقاي كارشناس سر مي رود. نمي دانم چرا بي هيچ هدفي هوس مي كنم برنامه هاي وطني را تماشا كنم. كانال سوم را مي گيرم؛ برنامه زنده اي است از مهديه تهران: همايش شيرخوارگان حسيني. يك روضه خوان قوي هيكل، با كودكي چندماهه در بغل، مشغول گرياندن زن هايي است كه كودكان شان را به همايش آورده اند. همه كودكان، حتي آن كه در دستان آقاي روضه خوان است، لباس سبز به تن دارند، چفيه اي به سر و سربندي سفيد به پيشاني.
دوم، به نظر مي رسد كه بشر، رهايي نيافته از شر ويروس ايدز، با يك دشمن جديد مواجه شده است. ويروس جديد البته بسيار قوي تر و محكم تر از ويروس قبلي است و بالطبع بيشتر قرباني مي گيرد و سريع تر آدم ها را به كام مرگ مي كشاند. خواندن روايت لس آنجلس تايمز فكري ام كرد چرا امام غايب ظهور نمي كند تا از اين همه گرفتاري عجيب و غريب رها شويم!
Friday 18 February 2005
Posted by
ahmadreza in
پراكندهگويي
on Thursday 31 March 2005 at 7:56 pm
Hey Jon did’t know you are reading this too :0. Greets
on Tuesday 26 July 2005 at 6:38 am
the outsourced lead generation