یادداشت های تنهایی

Friday 4 February 2005

Posted by ahmadreza in پراكنده‌گويي

پراكنده گويي هاي جمعه شانزدهم بهمن ماه هشتاد و سه
اول، تصاوير مجلس رقص باشكوه وين را كه در بخش بدون شرح فلان شبكه خبري پرآوازه ديدم، كنجكاو شدم بدانم ماجرا از چه قرار است. يك وبگردي كوتاه، طبق معمول، جواب داد و كنجكاوي ام عميقا ارضا شد؛ تصاوير مربوط بود به مجلس رقص اپراي وين. كمي جستجو تلخ كرد كام من را كه ابتدا گمان كرده بودم حضار در مجلس رقصي چنان باشكوه مردمي عادي اند. ميخكوب شدم روي صندلي ام وقتي خواندم مجلس، مجلس اعيان بوده است. ميخكوب شدم روي صندلي ام وقتي خواندم كه فلان تاجر شهير اتريشي پانصد هزار پوند خرج كرده است براي بهمان ستاره معروف موسيقي پاپ تا دخترك سي و دو ساله رضايت بدهد به يك مجالست پنج ساعته با پيرمرد هفتاد و دو ساله. خواندم و رحمت فرستادم به اجداد آن بازيگر سكسي هاليوودي كه در گير و دار اجلاس داووس يك ميليون دلار كمك بلاعوض جمع آوري كرد براي كودكان آفريقا. نمي دانم؛ شايد حرف رفيقي كه معتقد است دنياي امروز مامن اقويا است و ضعفا بايد تن بدهند به سرنوشت محتوم شان، درست تر باشد. نمي دانم؛ شايد رحم به دل داشتن هم يكي از همان فضيلت هاي ناچيز است، همانطور كه حيا!
دوم، وبگردي صبح گاهي ام اما يكسره صرف اين داستان هاي نام و ننگ نشد. عكسي هم بود و شعري؛ عكسي ديدم از ييلاقي در استان باسك و شعري خواندم از مهري يلفاني و بي اندازه كيفور شدم از بي رگ و ريشه بودن سكرآور خودم كه به طرفه العيني داستان هاي ملال آور را پس مي زنم!
چند تماشا از مهري يلفاني
چند جمله
چند کلمه
چند حرف
چند آه
چند شگفتی
چند درد
چند سکوت را
کنار هم می چينم
و پناه می گيرم
پشت هيچستانی
که ساخته شده از چند….
از چند بيهودگی
چند تماشا
و چند "من"
که سر تمامی ندارد.

بعدالتحرير: خانم استون براي مبارزه با مالاريا درآفريقا كمك جمع آوري كرده بود و نه براي مردم سونامي. اشتباه ام را تصحيح كردم.

Leave a reply