یادداشت های تنهایی

Wednesday 12 January 2005

Posted by ahmadreza in روزنامه‌ی انقلابی

دهان ات را می بويند
مبادا كه گفته باشی دوست ات مي دارم.
دل ات را می بويند
روزگار غريبی است، نازنين
و عشق را
كنار تيرك راه بند
تازيانه می زنند.

عشق را در پستوی خانه نهان بايد كرد

در اين بن بست كج و پيچ سرما
آتش را
به سوخت بار سرود و شعر
فروزان می دارند.
به انديشيدن خطر مكن.
روزگار غريبي ست، نازنين
آن كه بر در می كوبد شباهنگام
به كشتن چراغ آمده است.

نور را در پستوی خانه نهان بايد كرد

آنك قصابان اند
بر گذرگاه ها مستقر
با كنده و ساتوری خون آلود
روزگار غريبی ست، نازنين
و تبسم را بر لب ها جراحی می كنند
و ترانه را بر دهان.

شوق را در پستوی خانه نهان بايد كرد

كباب قناری
بر آتش سوسن و ياس
روزگار غريبی ست، نازنين
ابليسِ پيروزمست
سور عزای ما را بر سفره نشسته است.

خدا را در پستوی خانه نهان بايد كرد

Leave a reply