یادداشت های تنهایی

Sunday 12 September 2004

Posted by ahmadreza in پراكنده‌گويي

پراكنده گویی هاي يكشنبه بيست و يك شهريور هشتاد و سه
اول، خواندن خبر موحش صفحه حوادث روزنامه ايران به گمان من مساوي است با دريافتن اين حقيقت تلخ كه جامعه اين روزها ملوث به فقر و فساد و فحشاي ناشي از جنگ هشت ساله چه بازگشت تلخي داشته است به هفتاد و اندي سال پيش. هيچ چيز كام تلخ ام را شيرين نمي كند، حتي ديدن عكس زيبايي از كوهستان هاي سن خوان در آستانه پاييز.
دوم، چند روز پيش در صفحه هنر روزنامه ايران مقاله اي خواندم درباره فيلم پرسونا كه يكي از كارهاي شاخص فيلمساز سوئدي، اينگمار برگمان، است. با اين كه هيچ فيلمي از برگمان نديده ام اما نقد را تمام و كمال خواندم. هر چه آن بخش از نقد كه نويسنده مي نويسد «درنگاه فرويد يك عشق حقيقى و موفق در احياى انسان ها بسيار موفق است و هر دو شخصيت اصلى «پرسونا» در راهى خلاف اين حركت مى كنند و هر دو به قدرى متمركز بر خود به تصوير كشيده مى شوند كه نمى توانند در درازمدت وابسته به ديگرى باشند و بنابراين فرضيه فرويدى «نجات از طريق عشق» براى آنان مصداق و كاربرد ندارد.» براي من جالب بود و در ذهن ماندني، بخش ديگر نامفهوم و غير قابل درك. « فرويد گفته است پوچ گرايى و نااميدى مستقر در وجود زنان، هميشه از احساس مشابه در وجود مردان بيشتر است. او افزوده است وسيله و راهى كه اكثر مردان براى غلبه بر اين حس به آن روى مى آورند، تكيه بر فرزندانشان است.»

Leave a reply