ahmadreza | شبانه | دوشنبه ۱۸ خرداد ۱۳۸۳

بدیهی به نظر من می رسد که ادعایی است نه چندان دقیق این ادعا که روزهای در حال گذار پرتلاطم ترین روزهای زندگی نه چندان کوتاه بیست و هشت ساله ام هستند. من، از سر بدبینی یا واقع نگری، می دانم «چرخ بازیگر از این بازیچه ها بسیار دارد» و اطمینان دارم که آن قدر چنته اش پر است که می تواند باز هم مات و مبهوت ام کند، آن قدر که این روزها کرده است. به گمان ام باز هم باید همان نسخه آشنا را برای خودم تجویز کنم: یک سکوت کوتاه مدت برای از سر گذراندن شوک این روزها که اگر متلاطم ترین روزهای زندگی ام لقب شان ندهم لااقل می توانم از پرآشوب ترین ها بخوانم شان.

اين وبلاگ مفتخر است به استفاده از وردپرس | اين قالب توسط روي طراحي و توسط مهدي به فارسي برگردانده شده است