Monday 7 June 2004
Posted by
ahmadreza in
شبانه
بديهي به نظر من مي رسد كه ادعايي است نه چندان دقيق اين ادعا كه روزهاي در حال گذار پرتلاطم ترين روزهاي زندگي نه چندان كوتاه بيست و هشت ساله ام هستند. من، از سر بدبيني يا واقع نگري، مي دانم «چرخ بازيگر از اين بازيچه ها بسيار دارد» و اطمينان دارم كه آن قدر چنته اش پر است كه مي تواند باز هم مات و مبهوت ام كند، آن قدر كه اين روزها كرده است. به گمان ام باز هم بايد همان نسخه آشنا را براي خودم تجويز كنم: يك سكوت كوتاه مدت براي از سر گذراندن شوك اين روزها كه اگر متلاطم ترين روزهاي زندگي ام لقب شان ندهم لااقل مي توانم از پرآشوب ترين ها بخوانم شان.