یادداشت های تنهایی

Wednesday 12 May 2004

Posted by ahmadreza in شبانه

«از شما مى پرسم انسانى كه فاقد زور بازو است در مقابل قدرت مردانه و استبداد حكومتى و بى چراى سنت چگونه بايد از خودش دفاع كند؟ البته اين كشف بزرگى نبود براى اينكه ما ملتى هستيم با يك تزوير تاريخى كه راز ماندگارى ماست. زن از اين حربه براى دشمن خانگى هم استفاده كرد و چرا كه نه. زن در مقابل ستمى كه بر او مى رفت يا بايد مى جنگيد كه زور بازو و حربه اش را نداشت و ناگزير نابود مى شد يا بايد تا سرحد مرگ تمكين مى كرد كه اين از خاصيت انسانى به دور است و يا بايد متوسل به نيرنگ مى شد كه به نظر من بهترين راه را انتخاب كرد. اما مسئله اين است كه حالا چطور مى خواهد به نسبت دانايى و آزادى نسبى اش اين غلاف چرك مرد را از تنش بيرون بيندازد؟»
سنج و صنوبر را نخوانده ام. نام مهناز كريمي اما به گوش من آنقدر آشنا هست كه مصاحبه اش با يوسف عليخاني را تمام و كمال بخوانم. حرف هاي مهناز خانم كريمي كه انصافا نويسنده اي است زنده دل به جاي خود خواندني است و قابل تامل، علي الخصوص آنجا كه به مكر زنانه مي پردازد، ريشه يابي اش مي كند و خيلي صادقانه لزوم وجودش را در دنياي امروز و مناسبات امروز زير سوال مي برد؛ علامت سوالي مي گذارد روبروي آن و به نقطه اي مي رسد كه به قول خودش «به دليل ناهمخوانى با سنت مورد انكار است.»

Leave a reply