فرض كنيم دولت فخيمه جمهوري اسلامي در تمام اين سال هاي رفته با تمام توش و توان خودش پاسدار حقوق بشر بوده و هيچ وقت هم دستان زمامداران اش به خون مخالفين حكومت آلوده نشده است. فرض كنيم حضرات هيچ نقش پر رنگ، كم رنگ و يا حتي بي رنگي! بازي نكرده اند در ترور دكتر صادق شرفكندي و دوستان اش. فرض كنيم شهردار منطقه شارلاتنبورگ يك موجود ماليخوليايي است كه قصد هتك حرمت دارد و مي خواهد دامان پاك مسئولان كشورمان را به ننگ ترور مخالفين آلوده كند. اما چرا با وجود اين وزير خارجه زبردست و آن سخنگوي وزارت خارجه خوش صحبت و كرور كرور ديپلمات كاركشته، شهردار متعهد و انقلابي و بسيجي شهرمان، لا به لاي اين همه مسئوليت استخوان خردكن، بايد وظيفه ادب كردن شهردار مذكور را هم يك تنه به عهده بگيرد و به او بفهماند كه به حريم پاك پاسداران اسلام ناب محمدي تجاوز نكند. به گمانم يكي بايد به اين شهردار چموش بفهماند كه آقاي دكتر اگر عصباني بشود و خون مبارك اش به جوش بيايد ممكن است با او معامله اي بكند كه با دكتر سامي كرد. يك نفر بايد فتوت به خرج بدهد و پيش از آن كه زحمت زيادي بيفتد روي دوش آقاي دكتر، متنبه كند اين آلماني ماليخوليايي را.
Monday 29 March 2004
Posted by
ahmadreza in
روزنامهی انقلابی