یادداشت های تنهایی

Saturday 20 March 2004

Posted by ahmadreza in شبانه

كمتر از ده ساعت مانده است تا سال هشتاد و دو هم اضافه بشود به ليست بلندبالاي سال هاي رفته عمر. آسمان از غروب تا به حال يك روند مي بارد و هوا هم سرد است؛ يك نوع سرماي مطبوع كه گزنده هم نيست انصافا. با اين همه اما زمان بهاريه نوشتن و عيدانه همين حالا است اگر، نه مانند من البته، سر سوزني استعداد نگارش يادداشت هاي اينچنيني در وجود ذي وجود آدمي باشد. براي من كه از اين نعمت الهي بي بهره ام رو آوردن به يادداشتي تحت عنوان مثلا «آنچه گذشت» به گمانم راه حل خوبي است حتي اگر يادداشت مذكور در حقيقت يك بيلان بسيار بسيار كوتاه باشد از آن چه گذشته است بر زندگي من در سال هشتاد و دو.
فروردين و ارديبهشت: رخوت و سرگشتگي.
خرداد: آغاز آمادگي براي امتحان اول؛ آغاز فشار عصبي و اضطراب.
تير و مرداد: ادامه ماراتن اول و ديگر هيچ.
شهريور: پايان ماراتن اول؛ آغاز دوران آمادگي براي امتحان دوم و سوم.
مهر و آبان: ادامه ماراتن دوم؛ سرخوردگي و نااميدي و تنهايي؛ فكر مرگ!
آذر: پايان ماراتن دوم؛ احساس سبكي و رهايي؛ بازگشت پرشكوه به زندگي بعد از قريب به هفت ماه تحمل فشارهاي روحي آنچناني و بعد از دو سال و اندي رجز خواني هاي كودكانه!
دي: وصف ناپذير!
بهمن: نيمه باز ماندن دريچه به جبر روزگار.
اسفند: دلتنگي و ديگر هيچ.

Leave a reply