هیچ جای دنیا با دانشگاهیان و مجلسیان خود چنان نمیکنند که درین دیار میکنند. چه جای دانشگاه است بگویید قربانگاه. قوه قضائیه چیست؟ بگوئید قوه قصابیه. مجلس کدام است؟ بگوئید محبس. چنان می نماید که ماده استبداد در دماغ حکام چنان متمکن شده که باکی از بی اعتنایی به خلق ندارند. و درین خیال چندان مباهی و مبتهجند که باده قدرت را به اندازه نمی خورند و جامه زعامت را به قامت نمی برند. دست ولایت از آستین فقاهت بیرون کردن و سقف ریاست بر ستون شریعت زدن و زهر تطاول در کام تساهل ریختن و راه خشونت را به نام دیانت گشودن و گردن عدالت را به تیغ ولایت بریدن و کمان خود را برتر از یقین خلایق نشاندن و حجت شرعی برای خود کامگی تراشیدن و خود را مشرف به تشریف مخدومی و خلق را مکلف به خدمتگزاری دانستن و بدین حجت منکران را عقوبت کردن، الحق رسمی است که جمهوری اسلامی در جهان آورده است.»