«اوه، لعنتی، مجبور شدم شماره تلفنم را تغيير بدهم. بيشتر ميلهايی که ميگيرم ضد زن است. من افتخار ميکنم که يک زن، يک ليبرال و يک فمينيست هستم، و تنفرنامه هايی که به دليل اين سه خصوصيت برای من ميفرستند، به شخص من مربوط نميشود. به امضاء کننده ها برميگردد، و به اينکه راست دراين کشور چه کرده است که دشمنی با اين چيزها را ريشه دار کرده است.
و بعد تعداد زيادی تنفرنامه هست که در آنها گفته ميشود هنرپيشه ها ثروتمند تر از آن هستند که بفهمند اوضاع از چه قرار است. هنر پيشه ها در هاليوود زندگی ميکنند و از اين قبيل حرفهای بيمعنا. آيا آنها ميتوانند تشخيص دهند خانواده بوش يا خانواده چنی چقدر ثروتمند هستند؟ و اشکرافت ها؟ بيل او ريلی؟ تام بروکو؟ آيا آنها تشخيص ميدهند که وقتی داريد در مورد دولت کنونی، بويژه بوش و چنی، حرف ميزنيد آنها از چه شيوه زندگی ممتاز، ثروت، و امتيازات يگانه ای بر خوردارند؟ اگر ميخواهيد از کسی صحبت کنيد که آدم معمولی را درک نميکند، آنوقت لازم نيست از "بلت وی" دورتر برويد. اين تکان دهنده است که بعضيها خودشان را با اينکارهای احمقانه، بايکوت ها و اي ميل ها سرگرم کرده اند. اين چيزها عميقا ضد آمريکايی و ضد دموکراتيک است. اينها ضد قانون اساسی آمريکا ست، پس آنها دارند ازچه دفاع ميکنند؟ مگر نه اينست که آنها دارند يک دولت فاشيست ميسازند؟ مگرنه اينکه آنها دارند سعی ميکنند مردم آمريکا را تا جايی ببرند که زير يک رژيم تماميت گرا زندگی کنيم.»
اين جملات بخشي از رنج نامه جانين گاروفالو، كمدين سرشناس آمريكايي، است. مصاحبه اي كه نشان دهنده برخوردهاي مطبوعات و رسانه هاي دست راستي آمريكا است با خانم گاروفالو به عنوان يك فعال ضد جنگ.
Saturday 7 June 2003
Posted by
ahmadreza in
روزنامهی انقلابی