«سال هزار و نهصد و شصت و پنج آغاز شد. آقاي كاپلان اقتصادداني بود بيست و پنج ساله شاغل در بازار بورس آمريكا كه به تالار كارنگي رفت براي اجراي لئوپولد استوكفسكي از سمفوني دوم مالر و همانطور كه بارها داستان را تعريف كرده است: من رابطه اي غيرقابل توصيف برقرار كردم با آن. پيشتر هرگز قطعه موسيقي نداشتم كه من را آنگونه كه سمفوني دوم مالر تحت تاثير قرار داد قرار داده باشد.»
مجله ادبي و هنري رها مقاله اي آورده از نيويورك تايمز با عنوان رهبر اركستري كه فهرست آثارش را به يك كار محدود مي كند. نويسنده مقاله گيلبرت كاپلان را محور قرار داده براي تنظيم مقاله اي بسيار جالب و البته منحصر به فرد، يك اقتصاددان و ناشر مجله كه با شنيدن اثري از گوستاو مالر چنان تحت تاثير قرار مي گيره كه به دنبال يادگيري موسيقي و فن رهبري اركستر ميره و دست آخر به آرزوي عجيب و غريبش هم دست پيدا مي كنه، آرزوي تبديل شدن به رهبر اركستري كه فهرست آثارش را به يك كار محدود مي كند.
Friday 14 February 2003
Posted by
ahmadreza in
سیاهمشق