Tuesday 30 July 2002
Posted by
ahmadreza in
سیاهمشق
امروز صبح طبق معمول كاپوچينو به روز شد و طبق معمول حداقل يه نوشته خوب لابلاي نوشته ها مي شد پيدا كرد. يادداشت شيده بهمن يار هرچند ظاهرا يه روايت خيلي ساده از يه اتفاق پيش افتاده خانوادگي به نظر ميرسه اما در حقيقت نمونه اي جالبه از وضعيت جوونهاي ايراني. جوونهايي كه برخلاف همتاهاي خارجي شون نمي تونن طعم استقلال را وقتي كه مجرد هستن بچشن. جوونهايي كه به هزار و يه دليل اقتصادي، فرهنگي، سياسي و … نمي تونن مجرد و مستقل زندگي كنن و واسه همين بايد تا موقع ازدواج با الگوي فكري خانواده يه جوري بسازن. توي اين وضعيت مسخره حال و روز يه آدم عجيب و غريب كه نمي خواد با ازدواج كردن به يه زندگي مستقل برسه هم كاملا مشخصه. فكر مي كنم همين نكات به ظاهر ساده خودشون منشا كلي نابهنجاري و كنش هاي غير طبيعي باشن.