یادداشت های تنهایی

Tuesday 28 May 2002

Posted by ahmadreza in سیاه‌مشق

ديشب وقتي هواپيما به آسمون تهران رسيد به عادت هميشه نگاهي به تهران كردم. چراغهاي روشن شهر از دور (حتي اگه نظم درست و حسابي نداشته باشن) منظره زيبايي خلق مي كنن. اما به فاصله تنها چند دقيقه وقتي آدم به خود شهر مي رسه تازه زشتي هايي را مي بينه كه تا چند لحظه پيش اونها را يكسره زيبا مي ديد. نميدونم همين مساله واسه آدمها هم صادقه يا نه. دراينصورت شايد بهتر باشه تا آدم با هيچ فردي دوستي صميمانه نداشته باشه. يعني واقعا اينجوريه؟

Leave a reply